تاريخ : جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ | 11:35 | نویسنده : رضا جامی
روزی جوانی غربی در محیط فضای مجازی از مظلومیت زنان مسلمان ایرانی مطالبی پر احساس می نوشت.

جوانی ایرانی به او گفت:در خصوص زنان ایرانی مسلمان چه می دانی؟

جوان غربی به او گفت:زنان شما اجتماعی نیستند و همیشه در خانه و زیر چادر و پوشش محدود هستند.زنان شما حتی اجازه یک دست دادن ساده را با یک مرد غریبه ندارند.

جوان ایرانی باهوش به او گفت:آیا در کشور شما هر پسری اجازه دارد به هر زنی دست دهد؟

جوان غربی با لبخندی بر لب گفت:آری آنها هم می توانند با هم به راحتی دست دهند و هم می توانند با هم به تفریح و گردش نیز بروند.

جوان ایرانی به او گفت:آیا من می توانند به ملکه انگلیس یا زنان مسئولین رده بالای کشورهای غربی، به راحتی دست دهم ؟یا با آنها به تفریح بروم و ...

جوان غربی با عصبانیت به او گفت:این زنان جزو شخصیتهای بزرگ هر کشور هستند و ارتباط با آنها تابع شرایط خاص و ویژه می باشد!

جوان ایرانی با لبخند به او گفت:همه زنان مسلمان کشور ما جزو شخصیتهای بزرگ و ویژه هستند و ارتباط با آنها تابع شرایط خاص و ویژه است.

مرادیانی نویسنده اترک



تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 0:56 | نویسنده : رضا جامی
به نام خدا

امروز سینه ام را دردی آشنا به شدت می فشارد.

امروز در کشور خوبیها ،مثل یک غریبه شده ام

کمی گنگ است صدایم

کمی گوشهایم خراب است گویی

شاید ایراد از من است

نمی دانم

اینجا ایران اسلامی است آیا؟

کسی به نام ع ل ی شکوری راد دم از بی اسلامی می زند

دم از حذف یک اعتقاد

دم از ماندن انجمن بی نام خدا

آن یکی فریاد از حق می زند

برای درون یک شیطان

یکی دیگر مدافع آزادی بیان است

اسلام مگر مخالف آزادی شده ؟

حرفهایی که خاری درون چشم گوینده اش می کند

نه این گوینده خار را می بیند و نه از شور مستی دردی به یادش می آید

زخمهایش کهنه و عفونی شده

اما هنوز در خماری مستی ،فریاد می زند

من دشمن اعتقادهایم هستم

حیف از این دین که تو را یدک می کشد

برو -برو و می دانم که می روی

تنها آنسو کسی به انتظارت نیست

حتی خود شیطان نیز تو را نخواهد خواست

دین خوبم دوستت دارم

خدای مهربانم تو را سپاس می دارم



تاريخ : شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ | 17:4 | نویسنده : رضا جامی

به یاد شهیدان چپل هیل
سازمان ملل کو صدایت
کو نگاه مردم دار انسان دوستت
دلت آهنی شده
دیگر دلت برای مردم نمی سوزد
دیگر صدای گریه امانت را نمی برد
سازمان ملل کو صدایت
گلویت را دژخیمان بریدند
صدایت ،صدای شیطان شده
ندایت ،ندای ابلیس است
سه انسان بی گناه را در شهرت سربریدند
نه اخمی در نگاهت بود
نه اشکی برویت غلطید
کمی آن سو تر اما
سربازی آهنی  که سر کودکی را بر زمین کوبیده
سرش به دیوار می خورد
صدای پیچ و مهره هایش بلند می شود
صدایت را به آسمان بردی
چشمهایت پر شد از قطره های اشک
رویت سرخ شد پر از خشم و قهر
برای درد آدم آهنی کودک کش
سه انسان بیگناه را در شهرت سر بردیدند
نه اخمی در نگاهت بود
نه اشکی برویت غلطید

ر.ج



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 9:39 | نویسنده : رضا جامی
به نوشته اترک، علی رغم رسانه ای شدن آتش زدن خلبان اردنی توسط داعش، اما وقتی فیلم منتشر شده آنها از این آتش زدن را مشاهده می کنید تنها فکری که به ذهن شما وارد می شود، صحنه ای بسیار اکشن و نزدیک به واقعیت می نماید.

هر چند در یک ملاحظه ی ساده می توان به دروغی بودن این صحنه  نیز پی برد.

فیلم منتشر شده به گونه ی سینمایی فیلم برداری شده و در این فیلم طوری وانمود شده است که خلبان اردنی به اشتباه خودش پی برده و در خصوص حکمی که لحظاتی بعد در انتظار اوست هیچ ناراحتی ندارد.

نیروهای داعشی نیز در خرابیهای ظاهر شده اند که توسط این خلبان به آن روز درآمده است. این بدان معناست که ما از دل خرابیهای تو درآمده ایم و اکنون انتقام کشته های این خرابیها را از تو می گیریم.

در مجموع در تمام این لحظات خلبان اردنی هیچ حرفی نمی زند و کارگردان این سکوت او را نشانه پی بردن او به اشتباه خود به بیننده تحمیل می کند.دستهای خلبان باز ولی لباسها آغشته به مواد سوختنی شده است.

در انتها و با آتش زدن مسیری که به قفس منتهی می شود ،خلبان بازهم با دیدن آتش هیچ واکنشی نشان نمی دهد و ناگهان تمام قفس به شکل محو نمایش داده می شود و طوری وانمود می شود که خلبان اردنی در حال سوختن است.

و در پایان لودر حاضر در محل با خرابیهای حاصل از جنگ قفس خلبان را خاموش می کند.

البته عکسهای منتشر شده چیز دیگری را نشان می دهد که با فیلم منتشر شده همخوانی نداشته و کاری بسیار دقیق از هنر مونتاژ می باشد.

برای دیدن فیلم می توانید بر روی سوزاندن دروغی خلبان اردنی کلیک کنید.

جامی خبرنگار اترک



تاريخ : شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ | 15:43 | نویسنده : رضا جامی

نویسنده ن.ع از آسمان
یک روز بعد از گرفتن جیره و مواجب از جیره فرستادگانم گذشت همه ی آنها از کاری که کرده بودم مرا تشویق می کردند و من در پوست خود نمی گنجیدم.بگذار هر که می خواهد از من برنجد .پدر و مادر فامیل و هر کس دیگری هم
اگر می خواهد باشد ، برنجد که برنجد.
پولهای دلار و اقامت دائم در خارج و حقوق به دلار و زندگی در رفاه و دیدن زنهای بدحجاب و ... بیشتر از ناراحتی دیگران و به قول آنها خدا و پیامبرش می ارزید.
روزی دم غروب بود که دیدم درب خانه ی ما به صدا درآمد ، بدو بدو به سراغ دم در خانه رفتم و در فکرم تمام تشویقها و کارتهای اقامت دور می زد ولی دم درب خانه چیز دیگری را دیدم...
دو مرد سیاهپوش با هیکلهای بسیار درشت و زمخت.
اولش فکر کردم از ماموران دولتی و ماموران اطلاعات هستند که آمده اند مرا با خود ببرند ولی انگار اینها از ماموران اطلاعات نبودند.
به من گفتند :آقای شارلی ابدو هستی؟ گفتم بعد از قضایای فرانسه به من شارلی ابدو می گویند !آنها مرا گرفتند و به داخل خانه آوردند.کمی به من برخورد که چرا اینها با من اینگونه برخورد می کنند.
یکی از آنها رو به من کرد و گفت : برو وسایلت را جمع کن و آماده شو !
گفتم : تانگویید که چه کسی هستید و از کجا آمده اید من با شما جایی نمی روم. تازه اگر بخواهید اذیت کنید به هر شکلی شده بچه های اونور آب و صفحه های اجتماعی آنقدر بهتان فشار بیاورند که مجبور می شوید مرا آزاد کنید .
اما انگار اونها این حرفهای مرا نمی فهمیدند، فقط می گفتند که اگر چیزی نداری که مطمئنیم همین طور هم است زودتر بیا تا برویم و هولم دادند درون اتاق خانه مان.
توی اتاق یک نفری خوابیده بود و پتویی را هم روی سرش کشیده بود.حواسم نبود که من توی اتاق تنها بودم و این فرد از کجا آمده تند تند او را صدا کردم و هی می گفتم : بیدار شو و با بچه ها تماس بگیر و بگو مرا دارند به زور می برند.
و تاکیدا هم به آنها بگو در صفحات اجتماعی برای آزادیم مطلب بگذارند.
اما دریغ از یک تکان که این فرد بخورد . رفتم جلو و پتو رو از روی صورتش کشیدم و خواستم سرش داد بزنم که با دیدن چهره ی اون فرد خشکم زد ، آخه اون فرد کسی به جزخودم نبودم.اولش فکر کردم خواب و اوهامه ، آخه شبش ...
اما این یک واقعیت بود و اون فرد خوابیده خودِ خودم بودم . پس من کی بودم و اینها کی هستند. توی همین فکرها بودم که دیدم صدای شکستن درب خانه می آید ، بدو بدو رفتم ببینم چه خبر است که متوجه شدم اینبار واقعا ماموران انتظامی هستند . پیش خودم گفتم پس حتما اشتباهی شده و خواستم از دیدن ماموران انتظامی فریاد خوشحالی بزنم که متوجه شدم پشت سر ماموران انتظامی چند مامور اورژانس هم اومده بوند.
صحنه ی عجیب غریبی بود.ماموران انتظامی از من هیچ چیزی نپرسیدند و نزدیک اتاق که شدند ماسکهایی را بر روی دهانشان زدند و به درون اتاق رفتند.
توی اتاق به سراغ همان فردی که خوابیده بود رفته و او را تکان دادند، یکی از اون افراد که فکر کنم دکتر بود او را معاینه کرد و گفت : دو ساعتی است که مرده و شروع کرد به نوشتن مشخصات.
نام : م ح م د قوچانی معروف به شارلی ابدو
مثل اینکه برق سه فاز منو گرفته بود . اینها داشتند مشخصات منو می نوشتند. یعنی این مردِه که می گفتند منم !!!!؟
پس اون دو نفر کی بودند؟
تا به فکرشون اوفتادم فوری پیش من آمدند و گفتند : آماده شدی؟گفتم : برای چی ؟ گفتند : یعنی هنوز متوجه نشدی که مردی و باید ببریمت برای حساب و کتاب؟
گفتم : چرا اینقدر زود و شاید شما اشتباه می کنید ؟ یکی از اونها که از حرف من عصبانی هم شده بود رو به من کرد و گفت: حرف اضافه می زنی ! هیچ اشتباهی در کار نیست و وقت شما به خاطر اشتباهات بیش از اندازه و بزرگت کمی زودتر تمام شده است.
گفتم : یعنی من مردم ؟ و آنها در حالی که من را می کشیدند گفتند:آری کمی هم برای مردنت دیر شده بود.
گفتم " ای کاش می گذاشتید می رفتم خارج و کمی از پولهایم را خرج می کردم!
یکی از ماموران که متوجه شد من هنوز نفهمیدم چه بر سرم آمده به من گفت: جایی می بریمت که کمتر از غرب ندارد.
به آنها گفتم : پس بدنم چه می شود؟به من گفتند : شانس بیاوری و قبر پیدا کنی و زمین هم تو را به خاطر توهینهایت قبول کند ، همانجا خاکت می کنند!
در کنار آمبولانس ایستادیم و منتظر ماموران انتظامی که جنازه را با خود آوردند.هیچ کدام از همسایه ها از اینکه من مرده بودم ناراحت نشده بودند. داشتم می شنیدم که می گفتند : چقدر بوی زننده ای هم پیدا کرده است.
دیگری می گفت: مامورها که می گفتند ساعتی از مرگش نگذشته ، اونهم تو فصل زمستان ، اگه تو فصل تابستان بود چقدر بو می گرفت.
دیگری به آنها گفت:من زیاد اهل نماز و روزه نیستم ولی هیچ وقت به خودم و حتی به هیچ کس دیگری هم اجازه نمی دهم به اسلام و قرآن و پیامبر اسلام و حتی بقیه ی پیامبران توهین کند. این عاقبت توهین کننده به پیامبر اسلام است.
همه موقع سوار کردن جنازه من بینیهاشونو گرفته بودند و داد می زدند مرگ بر منافق. مرگ بر قلم به دست مزدور و ...
منو بردند به غسال خانه ، وقتی مرده شورها جنازه منو تحویل گرفتند و اسم منو خوندند هیچ کدوم حاظر به شستن من نشدند و می گفتند : هر کسی که به پیامبر خدا توهین کند غسل ندارد.
جنازه من کم کم داشت بوی تعفنش هی بیشتر و بیشتر می شد و جنازه از این غسال خانه به آن غسال خانه برای یک غسل جابه جا می شد.
سرآخر ماموران مستاصل شده نمی دانستند با من چکار کنند.یکی از آنها رو به دیگری کرد و گفت : دیگه دارم خفه می شم من که دیگه طاغت ندارم همین توی بیابون اونو رها کنیم و بریم سر زندگیمون. نمی شه که تا صبح از این غسال خانه به آن غسال خانه بریم .
رفیقشم که انگار منتظر این حرف بود قبول کرد و جنازه منو توی بیابون انداختند و رفتند.
پیش خودم به خودم هزاران بار لعنت فرستادم و گفتم: این که هنوز توی این دنیا و مربوط به جنازه منه . خودم چه بلایی قراره سرم بیاد.خدا می دانه.

 



تاريخ : چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ | 2:23 | نویسنده : رضا جامی
شارلی ابدو هی بدو و هی بدو و هی بدو
پولهای کثیفی کز برایت داده اند
هیچ چیزی، نه برای تو از آن باقی بماند نه برای مردمت
شارلی ابدو هی بدو و هی بدو و هی بدو
هر که تشویقت نمود از بهر این توهین بد
نه تو را می خواهد و نه شهرتت
شارلی ابدو هی بدو و هی بدو و هی بدو
شارلی ابدو مجریانت خر شدند
چون فریب یک خر دیگر شدند
شارلی ابدو هی بدو و هی بدو و هی بدو
ریشه نحست ز آن روز نخست
همنوا با تهمت و توهین و سخره بوده است
شارلی ابدو هی بدو و هی بدو و هی بدو
لیک یادت اگر رفته به تو باید بگویم هی پسر
بازی امروز تو فرق دگر کرده پسر
شارلی ابدو هی بدو و هی بدو و هی بدو
بازی امروز تو با اعتقاد مردم است
اعتقاد مردمش محکم تر از صد بتن است
شارلی ابدو هی بدو و هی بدو و هی بدو
شارلی ابدو یا خودت ، خود را ببیند و جمع کن
یا که فردا شارلی ابدو می دهم جمعت کنند

مرادیانی دوست دار حضرت پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم



تاريخ : چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ | 2:21 | نویسنده : رضا جامی


Since the beginning of Hey Hey Hey Charlie Hebdo since
I have dirty money center
Nothing, it's not for you, not for your people remain
Since the beginning of Hey Hey Hey Charlie Hebdo since
However, this will encourage anyone who insults from evil
You will not have, nor fame
Since the beginning of Hey Hey Hey Charlie Hebdo since
Charlie Hebdo were donkey Mjryant
Another trick was like a donkey
Since the beginning of Hey Hey Hey Charlie Hebdo since
Nhst root of the first day
Consistent with slander and insult and ridicule has been
Since the beginning of Hey Hey Hey Charlie Hebdo since
But remember, if you're going to have to say hey boy
Today you have another different game boy
Since the beginning of Hey Hey Hey Charlie Hebdo since
Today you play with people's belief
Concrete is stronger than a hundred people believe
Since the beginning of Hey Hey Hey Charlie Hebdo since
Charlie Hebdo, or yourself, and see his collection
Charlie Hebdo or tomorrow I will have a population



تاريخ : چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۳ | 16:17 | نویسنده : رضا جامی
رهبرانقلاب دردیدار مردم قم:امروز دشمنان با تحریم برای کشور مشکل درست کرده اند.حالا اگر شرط برداشتن تحریم را چیزی عنوان کنند که غیرتتان اجازه ندهد چه میکنید/یقینا هیچ مسئولی در کشور این را قبول نمیکند/پس باید کاری کنید که کشور در مقابل تحریم مصونیت داشته باشد.



تاريخ : پنجشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۳ | 11:10 | نویسنده : رضا جامی
فضا ،‌فضای مجازیه     فضا فضای مجازیه       

مجازیم که خارجیه       خارجیم که خیلی خوبه

فضا ،‌فضای مجازیه     فضا فضای مجازیه      

هرچی فضای مجازیه    خیلی خوبه ،‌خیلی خوبه

هرچی فضای ارزشی    فیلتریه ،‌فیلتریه

فضا ،‌فضای مجازیه     فضا فضای مجازیه      

خارجیها ،‌خیلی خوبند     داخلیها ارزشیند

هرچی فضای ارزشی    فیلتریه ،‌فیلتریه

فضا ،‌فضای مجازیه     فضا فضای مجازیه      

هرچی شبیه خارجیه    اونهم فضای مجازیه

هرچی فضای مجازیه    خیلی خوبه ،‌خیلی خوبه

مجازیم که خارجیه       خارجیم که خیلی خوبه

هرچی فضای ارزشی    فیلتریه ،‌فیلتریه

حقوق ،‌حقوق شهروندیه

شهروندیم خارجیه

هرچی شبیه خارجیه    اونهم فضای مجازیه

مجازیم که خارجیه       خارجیم که خیلی خوبه

هرچی فضای ارزشی    فیلتریه ،‌فیلتریه

ر.ج نویسنده ی اترک



تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد ۱۳۹۳ | 16:35 | نویسنده : رضا جامی



تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد ۱۳۹۳ | 16:33 | نویسنده : رضا جامی



تاريخ : یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۳ | 10:55 | نویسنده : رضا جامی
ماهواره کجا بردی مرا      

دور کردی ، سر و، آن سر سرا

علم در حال ترقی بود در خاک من

آمدی و خواب کردی تو جوانان مرا

توی تهران و جاهای دگر

من برای آگهی ، هی بلرزانم زمین و خاک را

هر چه می لرزم نمی گیرد کسی دست مرا

کس نمی گردد آگه از این پس لرزه ها

ماهواره کجا بردی جوانان مرا

پوشش و ارزش هدفهای تو بود

غیرت و مردانگی سیبل تو بود

کار تو هر روز حمله بر اینها بوده است

حق بگویم تا کنون خیلی موفق بوده ای

پوشش و ارزش کمی کم رنگ شد

غیرت و مردانگی بی رنگ شد

صفحه ی شخصی درون فیسِ بوک

افتخار آن وزیر و چند شخص شد

خاک من منزلگه عشاق بود

بامهای خانه ها جای تهجد بود

جای عشق بازی با خدا

هر که بالا می رسید

نور الهی در وجودش می دمید

آمدی بر روی این سکو تو جا خوش کردی و

جای خوبان مرا پر کردی و

دیدنت امروز امری ضروری گشته و

داشتنت دیگر قبیح و زشت نیست

من تو را روزی هلاکت می کنم

من جوانان عزیزی ، باز برپا می کنم

مردِ مردانی چو همت ، باکری

یاد آنها را دوباره ، در دل این خاک ، برپا می کنم

من همان خاک نریمان و هزاران رستمم

ماهواره من تو را ، در همین زودیِ زود

در درون خاک خود ، ماتت می کنم

ماهواره من تو را از خاک خود بیرون می کنم

 رضا جامی



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 0:1 | نویسنده : رضا جامی
 به نوشته ی ر.جهامی تحلیل گر سیاسی اترک

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد . برنامه ی گرامی داشت هفته ی هلال احمر سخنان مرتبط با خود می خواهد.

جناب آقای دکتر روحانی تمام صحبتهای شما درست اما ما که متوجه نشدیم در مراسم هفته هلال احمر این جمله چه معنایی دارد «از دیوار بالا رفتن انقلابی‌گری نیست!»

منظور شما از ایراد این سخن چه مطلبی است ؟

تنها مطلبی که می تواند انسان از صحبت شما بفهمد موضوع تسخیر لانه ی جاسوسی آمریکا است که حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه ) از آن به عنوان انقلاب دوم مردم ایران یاد می کنند.

آیا منظور شما همین مطلب است؟ اگر نظر شما همین مطلب است چرا صریحا بیان نمی کنید ؟ در ضمن ایراد حتی همین مطلب و با همین تفکر در چنین جمعی و با چنان مناسبتی چه تناسبی دارد به جز قبح شکنی ارزشها و هنجارهای جامعه !

آقای روحانی اگر رئیس جمهور کل مردم نبودید ،‌می توانستید این طرز فکر خود را بیان کنید و دلایل خود را نیز داشته باشید ، اما شما هم اکنون رئیس جمهور کل کشور و مردم ایران اسلامی هستید نه فقط جناح یا تفکر خاص !

هم اکنون افرادی همچون صادق زیبا کلام افکار و نظراتی مشابه همین بیان امروز شما را مطرح می کنند ولی آنها افراد عادی هستند و شما امروز رئیس جمهور کل کشور ایران اسلامی .

آقای دکتر به عنوان یک شخص تحصیل کرده نه به عنوان یک ایرانی مسلمان انقلابی که هم کشور اسلامی خود را دوست دارد و هم مردم کشورش را با تمام افکار و عقاید، اعلام می کنم : انقلاب اسلامی را دوست دارم و از آن دفاع خواهم کرد حتی اگر رهبر و مقتدایمان دستور بالا رفتن از دیواری را اعلام نماید .

آقای رئیس جمهور ما شما را هم دوست داریم ولی مشاوران خوبی ندارید!

متن سخنان رئیس جمهور : http://tnews.ir/news/38A925197948.html#%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 23:34 | نویسنده : رضا جامی

بعد از آزاد شدن 4 نفر از 5 مرزبان ایرانی که توسط گروهک تروریست جیش الظلم گروگان گرفته شده بودند ، این گروهک تهدیدهای خود را در خصوص مردم عادی آغاز کرد.

شکل عمومی تهدیدهای این گروهک رنگ و بوی مذهبی دارد و با وجهه ی اهل سنت به مقابله با اهل تشیع وارد شده و از همین صبقه نیز برای تحریک و جذب نیرو استفاده     می کند.

بعد از آزاد شدن گروگانها این گروهک در پیامهای خود مدعی شد که برای دفاع از اهل تسنن مردم شیعه و بومی ساکن در شهرهایی را که اهل سنت دارند را خواهد کشت.

این گروهک در متن پیام خود اشاره کرده است که این افراد باید از مناطقی که اهل سنت در آن ساکن هستند خارج شوند وگرنه حتما آنها را ترور خواهند کرد.

 این ترورهای کور توسط این گروهک تروریستی برای چه هدفی دنبال می شود ؟

آنچه مشخص است این گروهک تروریستی هدفهای زیر را که دیکته شده ی از سوی سرکردگان و مراکز سرمایه گذاری آنها می باشد دنبال می نمایند.

برخی از اهداف این گروهک تروریستی:

1-شعله ور کردن اختلاف بین شیعه و اهل سنت

2-رواج وحشت و ترس در بین مردم و ایجاد حس عدم اعتماد بین مردم

3-ایجاد محیط هرج و مرج مانند کشور افغانستان برای ارضاء عقده های روانی و حس خودبرتر بینی

4-ایجاد عدم ثبات امنیتی در منطقه برای ضعیف ماندن منطقه از نظر اقتصادی، فرهنگی ، گردشگری و ...

اما اشتباهات این گروهک تروریستی در برداشتهای خود:

1-اشتباه در انتخاب دوستان طرف مشورت

2-عدم گرفتن درس عبرت از گروههای مشابه و به خصوص عدم عبرت از اعترافهای امثال مالک ریگی

3-نشناختن اعتقادهای مردم ایرانی علی رغم ایرانی بودن خود این افراد

4-اعتماد به کسانی که هیچ سنخیت اعتقادی با آنها ندارند.

5-گرفتن پولهای حرام از کشورهای ضد اسلام و خوردن از مال حرام

6-نداشتن پایگاه مردمی برای این نوع تفکر در بین مردم ، حتی اهل سنت منطقه و ...

جهانگیر جامی الاحمدی



تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۳ | 14:46 | نویسنده : رضا جامی
جمع مبلغ ماهانه ی انصرافی ها از یارانه ها را در سایت اترک بخوانید.

به گزارش اترک :‌در خبرها آمده است که بسیاری از مدیران کل استان گلستان از دریافت یارانه های خود انصراف داده اند .

اگر به جمع این افراد ، فرمانداران ، روسای ادارات ،‌ و مسئولین رده بالای کشوری و مدیران کارخانه داران و ... را هم اضافه نماییم ، شاید دیگر لازم نبود مردم از یارانه ی خود انصراف دهند.

نزدیک به 300 شهرستان داریم که هر شهرستان یک فرماندار دارد و چندیدن مسئول اجرایی ،‌هر استان نیز حداقل 10 الی 15 مدیر کل اگر داشته باشد که به احتمال زیاد دارد و همچنین نزدیک به 260 نماینده ی مجلس نیز داریم .

300فرماندار+465 مدیر کل +260 نماینده ی مجلس +حدود 500 مسئول دیگر اجرایی رده بالا+عددی تقریبی 1000 سرمایه دار و کارخانه دار بزرگ. هر کدام از این سرپرستان خانوار را هم دست کم دارای 4 عضو بدانیم.

حالا همین قدر را محاسبه نماییم.

تعداد اعضای خانوار این افراد رقمی حدود 10100 نفر می شود که در هر ماه 4/595/500/000 ریال یارانه به حساب آنها واریز می شود.

که این رقم در سال می شود : 55/146/000/000 ریال

اگر دولت می خواهد کاری با یارانه ی مردم انجام دهد ،‌ابتدا با همین رقم انجام دهد و بعد اگر مردم نتیجه ی کار را مثبت دیدند ،‌ مردم عادی نیز حتما از یارانه ی خود انصراف خواهند داد.

میرزایی نویسنده ی میهمان وبلاگ جنگ با بی عدالتی



تاريخ : دوشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۳ | 13:11 | نویسنده : رضا جامی
بسم الله القاسم الجبارین

پیرو تهدیدات وحشیانه ی گروهک تروریستی جیش الشیطان مبنی بر کشتن فرزندان این مرز و بوم ،‌ وبلاگ (مرزبانان) برای ثبت نام از تمام جوانهای مسلمان و آگاه ایرانی جهت اعزام برای آزاد سازی مرزبانان ایرانی اعلام آمادگی می نماید.

همه ی جوانهای شیعه و اهل سنت ایرانی می توانند برای اعزام ، ثبت نام نمایند.

انشاء ا... به زودی فرزندان وطن را خود جوانان ایرانی آزاد خواهند کرد .

از مسئولین کشوری هم درخواست داریم تلاش جدی تری در این خصوص از خود به خرج دهند.

آدرس وبلاگ مرزبانان:www.‌marzban93.blogfa.com




تاريخ : سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ | 20:35 | نویسنده : رضا جامی
این نوشته در قالب طنزی واقعی نوشته است که در زیر آنرا می آوریم.

از خدا بارها و بارها سپاسگذاریم که برخی ها را دیوانه ی کسب قدرت و مقام نموده به نحوی که برای به دست آوردن مقامهای دنیوی که باید به خاطر رسیدن به آن در آن دنیا پاسخگو بود ، به هر وسیله ای متوسل می شوند و آسمان و زمین و زمان را به هم می دوزند و از اهرمهای مختلف برای رسیدن به مطامع دنیوی سود می برند ، شاید به آن مقام دنیوی برسند و از این راه آخرت را به قیمت دنیا بفروشند.

اگر تلاش این افراد نبود به احتمال زیاد این مسئولیتها به گردن ما می افتاد و سوال و پاسخ آخرتیش نیز بر دوش ما سنگینی می کرد !

البته این سخن ما دلیلی بر فرار از بار مسئولیت نیست ، اما ما باید یادمان باشد که یک مسلمان نباید تشنه ی قدرت باشد .

اینجاست که یاد آن جمله معروف شهید بهشتی می افتیم «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت »

امیدواریم هر کسی که مسئولیتی را بر عهده می گیرد ، شیفته ی خدمت باشد نه تشنه ی قدرت .

میرزایی نویسنده میهمان جنگ با بی عدالتی



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 6:41 | نویسنده : رضا جامی
هنوز اثر صحبتهای استاد علوم سیاسی کشورمان تمام نشده بود که تعریفهای این استاد گرانقدر پای طرف مقابلش را گرفت و لنگش کرد .

زیبا کلام در آخرین سخنان گهربار خود مردم با شعور ایران اسلامی را به الگوگیری از حزب عدالت و توسعه و سیستم سیاسی کشور ترکیه دعوت کرده بود .

ساعاتی بعد از تعریفهای استاد علوم سیاسی کشورمان ، 150 نفر از اعضای این حزب مورد حمایت این استاد ایرانی ،‌ استعفا کردند .

امیدواریم این استاد بزرگ ایرانی تعریفهایش از رژیم اشغالگر قدس را به سایر کشورهای استعمارگر گسترش دهد تا بلکه جهان از شر این دولتهای نامشورع و ظالم نجات کند.

دعای تمام مردم جهان برای شماست ای استاد.

ج . م



تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ | 11:44 | نویسنده : رضا جامی
به گزارش اترک :‌"یه امروز تو اینترنت هیچ کاری نداریم جز اینکه صدای سربازان اسیرمون باشیم

راس ساعت ۱۶ امروز، یک صدا و همگی باهم، در تمام فضای مجازی فریاد خواهیم زد "فرزندان ایران را آزاد کنید".

به هرکسی که دسترسی دارید اطلاع بدید"!



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ | 10:35 | نویسنده : رضا جامی
سالروز رحلت حضرت معصومه سلام الله علیها تسلیت باد .



تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۲ | 20:12 | نویسنده : رضا جامی

خواستگاری یک پیر مرد روستایی از وندی شرمن

به نام خدا

با سلام به همه ی مردم روی زمین

خیلی منو ببخشید ولی حرفهایی که دارم می زنم از سر دلسوزی برای یک پیرزن بیچاره ای است که از دار دنیا کسی براش نمونده و این روزها مدام داره کلمات واهی می گه !

حتما نباید کسی دیگه توی زندگیش باشه اگه بفههم پای کسی دیگه ای توی زندگیش است هر جای زندگی که بود ازش جدا می شم .البته قبلش مهریه ام رو از اون می گیرم.

خوب منم که پیرم و چند وقتی است که تنها شده ام به همین خاطر علی رغم اینکه همسرم رو دوست دارم  می خواستم بگم حاضرم فداکاری بکنم و از خانم وندی شرمن تقاضای خواستگاری بکنم .

همین اول هم بگم که می دانم برای این خواستگاری حتما توی فامیل توبیخ هم خواهم شد ولی خوب به خاطر اینکه این پیرزن بی نوا دیگه از این مریضی لاعلاجش در بیاد ، حاضرم پی همه ی این توبیخ ها رو هم به جان بخرم.

ولی خوب همین الان بگم توی این عالم فقط و فقط این منم که این درخواست رو به این پیرزن مریض دارم می دم ، اونم چونکه تقریبا می فهمم که اینهمه داد و بیداد وندی بی نوا برای چیه !!

خوب البته شرطهایم رو هم باید همین اول صحبت بگم :‌

*من مریضی جسمی دارم و خانم وندی خانم باید توانایی شست و شوی منو داشته باشه .

*ایزی لایف میشم و هر روز چند بار باید عوش بشم ، آخه معده ام خوب کار می کنه .

*کمی هم مرغ و گاو و گوسفند دارم که به خاطر وضعیت جسمی ام نمی تونم بهشون برسم ، وندی خانم باید به اونها هم برسه .

*از غذای رژیمی خوشم نمی آد ،‌غذا خوبه که پر چرب باشه اونم با روغن حیوانی .

*چکدرمه رو خیلی دوست دارم باید بره پخت این غذا رو یاد بگیره

*احتمالا بعد از ازدواج بچه ها قراره برام از یک دختر جوان هم خواستگاری کنند و چون این خانم از وندی از نظر سن و سال کوچکتره باید وندی به اون احترام بگذاره و نگذارد توی دلم خانم جوونم تکون بخوره .

راستی مهریه ام هم چون دارم فداکاری می کنم و به خاطر این که مالیات هم نخوره همون 112 سکه باشه ولی همون اول عقد از وندی می خوامش .

در ضمن باید یه خونه هم به نامم کنه و مال و املاکش رو هم به نام من و خانم جوونم که بعدا می گیرم بکنه .

بقیه ی شرطها رو هم توی محضر می گم .

هرکس تونست درخواست خواستگاری منو به وندی برسونه..

پیرمرد روستایی فداکار از یکی از روستاهای استان گلستان/وبلاگ نوجوانان و جوانان عاشورایی



تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ | 21:18 | نویسنده : رضا جامی
روحانی : چرا فقط یک عده معدود کم سواد از جای خاص تغذیه می شوند باید از توافق ژنو حرف بزنند!!!!

به گزارش اترک :«در اجلاسی که روسای دانشگاه ها و مدیران پارک های علم و فناوری صبح امروز با حضور رئیس جمهور برگزار شد ، رئیس جمهور گفت : چرا فقط یک عده معدود کم سواد از جای خاص تغذیه می شوند باید از توافق ژنو حرف بزنند!!!!»

یکی از خوانندگان اترک در پی سخنان تند رئیس جمهور به منتقدان توافقنامه ی ژنو ، نامه ای سرگشاده ای به ایشان نوشته اند که ما در اینجا آن را منتشر می کنیم .

این نامه ای است که یک کم سواد از نظر شما برای شما که تحصیل کرده اید و با سواد می نویسد .امیدوارم بتوانید کلمات و جملات یک کم سواد را بخوانید و درک کنید ، هرچند درک حرفهای یک کم سواد توسط یک تحصیل کرده خیلی سخت است !!

آقای روحانی یکی از علتهایی که امثال ما کم سوادها در خصوص توافق نامه ی ژنو صحبت می کنیم این است که افراد با سوادی که شما برای این توافق نامه به ژنو فرستادید مردم را محرم نمی دانند و چیزی از متن توافق نامه به مردم نمی گویند و این درحالی است که طرف مقابل تمام آنچه که در توافق نامه روی داده را به مردمش می گوید !

آقای رئیس جمهور ما که کم سوادیم ولی شما بگویید آیا به طرف غربی بیشتر از ما کم سوادهای هم وطنتان اطمینان دارید ؟ ما بیشتر دلسوز کشور اسلامی خودمان هستیم یا غربیها ؟ آیا همین غربیها دستشان در ریختن خون شهدای هسته ای ما آلوده نیست ؟

شما به هر کسی که در خصوص توافق نامه ی هسته ای حرف نقدی زده و آن را تایید نکرده است ،‌تهمت کم سوادی می زنید ؟ این گناه بزرگی است که خدا از سر تقصیر هر کسی که تهمت می زند بگذرد؟

ما اگر به عنوان یک کم سواد هم ، از سوی شما مطرح می شویم عیبی ندارد ولی اگر حرفی می زنیم می خواهیم که ایران اسلامی ما سربلند و پرافتخار باشد ، نه سر افکنده و شرمسار در مقابل آینده !

چرا افتخارات کشور را عوض می کنید ؟

آیا حرف زدن در دنیای علم افتخاری نیست ؟اینهمه مقاله های علمی پر محتوا در دنیا از سوی دانشمندان ایران اسلامی در این سالهای گذشته نشان کم سوادی است ؟ آقای روحانی شما دم از شنیدن انتقادها می زدید ولی امروز انتقادها را برنمی تابید و به منتقدان خود تهمت کم سوادی می زنید ! این رسم انتقاد پذیری نیست !

ما شنیدیم که با سوادها در دولت شما سر کار آمده اند ولی در عمل باسوادهای شما حرمت مردم را در توزیع سبد کالا بردند !صفهای طویل توزیع سبد کالا را دیده اید ؟

آقای روحانی رئیس جمهور اعتدال گرای کشور عزیزمان ایران اسلامی کدام عده متولی مردم هستند که دروغ می گویند . به راستی متولی مردم کیست ؟‌

شما در شعارهای خود از برطرف کردن مشکلات زندگی مردم گفتید ! از برچیده شدن گداپروری گفتید ؟ آیا شما متولی مردمید؟

چه کسی به واقع متولی مردم است ؟ خدا کند هر کسی متولی مردم است سواد داشته باشد تا شما او را به حساب آورید .

میرزایی یک ایرانی کم سواد - دانشجوی ارشد برنامه ریزی

 



تاريخ : یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ | 7:50 | نویسنده : رضا جامی

فقط استان سیستان و بلوچستان در دوره اصلاحات می‌توانست گندم خاورمیانه را تأمین کند!؟چه کسی باور می کند؟

به گزارش اترک : آقای سید هادی خامنه ای در دیدار اعضای سازمان جوانان و دانشجویان مجمع نیروهای خط امام گفت:«ولت‌های نهم و دهم ضربات سنگینی به اقتصاد کشور وارد کردند و تورم و گرانی و وابستگی و بیکاری فزاینده یادگار دولت گذشته است و بازار ما در اختیار چین و ترکیه بود. فقط استان سیستان و بلوچستان در دوره اصلاحات می‌توانست گندم خاورمیانه را تأمین کند اما در پی بی‌تدبیری‌های دولت قبلی، امروز ما واردکننده گندم هستیم.»

این مطلب که ما در دوران اصلاحات فقط در استان سیستان و بلوچستان می توانستیم گندک خاورمیانه را تامین کنیم یک شعار است ولی آیا واقعا دولت اصلاحات توانست از سیستان و بلوچستان گندم خاورمیانه را تامین کند ؟آیا توانست حداقل گندگ خود کشور را تامین کند ؟

اینگونه دفاع کردن از دولتها و کوبیدن دولتهای دیگر نه منطقی است و نا با منطق سازگار !

هیچ کدام از مردم ایران در دوره ی اصلاحات همچین خودکفایی را در تولید گندم به چشم ندیدند ! حتی تلاش برای رسیدن به این خودکفایی هم دیده نشد، چه برسد به رسیدن به آرمان گندم خاورمیانه !

آری ایشان راست می گویند ؛ دیر زمانی منطقه ی سیستان ،‌انبار غله ی منطقه بوده است ولی این مطلب مربوط به دهها سال پیش است نه دوره ی اصلاحات.

شاید منظور ایشان اصلاحات ارضی خاندان پهلوی است ؟؟!!

در ضمن آقایانی که از آنها نام برده اید به مردم ایران ظلم کرده اند و باید تقاص پس دهند .اگر اینها از نظر شما پاک و مطهر هستند ! پس امثال شارون ،‌نتانیاهو ، هویدا ، رضا خان ، محمد رضا پهلوی و ... نیز پاک هستند و باید طی مراسمی از آنها تقدیر و تشکر شود !

میرزایی نویسنده ی میهمان



تاريخ : شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ | 19:35 | نویسنده : رضا جامی
روشنفکر نمایی به نام صادق زیبا کلام : هیچ بخشی از فعالیت های هسته ایی ما شکافتن مرزهای دانش و نوآوری محسوب نمی شود.

به گزارش اترک :گلستانی روشنفکر گلستانی : هرقدمی که جلو می روید یک نوع پیشرفت نسبت به گذشته است و برای هر فردی اگر همراه موفقیت باشد با خوشحالی همراه است .

این که ایرانیها به افتخارات امروزشان که در همین 10 سال اخیر رسیده اند می بالند ،‌نشان عقب افتادگی آنها نیست .

اگر کسی امروز پیشرفتهای کشور اسلامی ما را چیزی به حساب نمی آورد و آن را ناچیز می شمارد ،‌باید از خود او پرسید که او برای همین اندازه پیرفت چه تلاشی به خرج داده است ؟ آیا او هم سهمی به اندازه ی ذره ای ناچیز در این پیشرفت داشته است ؟

کشور ما این اندازه سانترفیوژ را خودش به دست آورده است و این برای کشوری که همیشه در تحریم بوده مایه افتخار است و کسانی که به این نکته واقف نیستند به هیچ چیز جز آنچه برای آنها دیکته می شود وقوف ندارند .

پیشرفت در ساخت سلاح های جنگی ، پیشرفت در صنایع فضایی ، ساخت داروهای نوترکیب و ...

در ضمن انرژی هسته ای امروز نه وفقط برای تولید برق که در داروسازی ، کشاورزی ، پزشکی ،‌بارور سازی ،‌درمان بیماریهای سرطانی و ... بسیار کاربرد دارد که اینها گوشه ای از صنایعی است که با بودن منابع اولیه ی هسته ای می توان در این صنایع حرفی برای گفتن داشت .

امروز نه به خاطر اینکه ایران از این راه به بمب هسته ای می رسد باعث نگرانی غرب است ، نه این سادگی است و کسی که به این باور رسیده نه روشنفکر است که حتی الفبای سواد روشنفکری را نیز بلد نیست حتی اگر استاد دانشگاه نیز باشد .

اگر رسیدن ما به این مرحله از علم هسته ای پیشرفت نیست چرا باید دانشمندان هسته ای ما توسط عاملان همین کشورهای غربی ترور می شوند ؟ آیا می توان خون این شهدا را پایمال کرد؟ آیا اینهمه اجلاس برای عقب گرد کشورمان فقط برای جلوگیری از بمب ساختن ما می باشد ؟

شما باید جلوی ارواح طیبه ی شهدا به خصوص شهدای هسته ای جواب پس دهید .

گلستانی


تاريخ : جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ | 10:46 | نویسنده : رضا جامی
به نوشته ی اترک : چند صباحی است که عده ای به خصوص در فضای مجازی و در سطح رسانه ها اقدام به درج مطلب نموده و طی یک برنامه ی طراحی شده ، مطالب آنها توسط برخی رسانه های مجازی و حقیقی تحت عنوان نظرات یک رشنفکر دوباره بازگو می شود .

به راستی روشنفکر چه کسی است و این افراد چه شباهتی با روشنفکرهای واقعی دارند ؟چه کسی و یا کسانی مدرک روشنفکری به افراد می دهند ؟

روشنفکر را شاید به توان اینگونه معنا کرد : کسی که صاحب فکری روشن است .

اما به راستی این افراد که امروزه به عنوان روشنفکر مطرح می شوند چه شباهتی به روشنفکر دارند و آیا به راستی این افراد فکری روشن دارند ؟

مدعیانی از طایفه ای که سنگ فرقه ی ضاله بهاییت و وهابیت را به سینه می زنند را می توان روشنفکر نامید ؟

بر مبنای تفکر این روشنفکر نماها وهابیان و تکفیری ها نیز در کشتار سایر آدمها آزادند و نمی توان آنها را تنبیه و یا توبیخ نمود ! بریدن سر اطفال و انسانهای بیگناه اگر بر اساس اعتقادات و تفکرها باشد ، بر اساس قانون حقوق بشر و آزادی بیان ،‌هیچ مشکلی ندارد و نباید به آن خرده ای گرفت ! کشتار مردم هیروشیما و ناکازاکی نیز بر همین اساس صورت گرفته و نباید بد به آن نگاه کرد !

اما در این بین مرگ مشکوک یهودیان در اروپا یک فاجعه است و همه ی جهانیان چه بخواهند و چه نخواهند باید آن را قبول کنند و حق ندارد خلاف آن را نه فکر کنند و نه فکر خود را مطرح کنند !!!

rushanfekr

روی سخن ما با آقای حسین کبیر است که چند وقتی است که سخن از حقوق پایمال شده ی بهاییان می زند ! آنچه از سخنان آقای کبیر بر می آید این است که تنها کشوری که حقوق بشر به خصوص حقوق بهاییان را نادیده گرفته ،‌ایران اسلامی است و ایران کشوری است که حقوق بشر را به خاطر بهاییان نادیده گرفته است .

آقای کبیر : نام چند کشور را برای مردم ایران نام ببرید که در آن حقوق بشر به آن شکلی که شما می گویید رعایت می شود ؟ حتی یک کشور؟

آقای کبیر شما در یک وبلاگ به همه ی شخصیتهای کشوری هم توهین کرده اید و هم انتقاد کرده اید ،‌آنهم بدون سند ! آیا این اجازه را به ما هم می دهید که به شما توهین کنیم و شما را مورد نقد قرار دهیم ؟

تمام مطالب حقوق بشری شما به جامعه ی بهاییان ختم می شود و آوردن بقیه ی مذاهب فقط بهانه ای برای نام بردن از بهاییان است ؟ آیا شما یک بهایی هستید ؟

آیا شما معتقد به داشتن آزادی به تمام معنا هستید ؟ آیا هر کسی می تواند هر کاری و هر سخنی را در هر جا بر زبان بیاورد ؟ آیا هیچ حد و مرزی نباید وجود داشته باشد ؟

اگر معتقد به داشتن حد و مرز هستید ، این حد و مرز را چه کسی باید تعیین کند ؟ آیا مردم هر کشوری اجازه و حق تعیین حد و مرزهای خود را بر طبق داشته های خود ندارند ؟

شما نمی توانید جواب سوالهای ما را بدهید چرا که ممکن است فردی اجیر شده از سوی فرقه ی ضاله بهاییت بوده و فقط در همین دایره روشنفکر باشید؟ اگر خلاف این قضیه است چرا در مطالب شما به جنایات سایر کشورها اشاره ای نمی شود ؟ چرا به ظلمهایی که به مردم سایر کشورها توسط کشورهای زورگو روا داشته می شود ، اشاره ای نکرده اید ؟ چرا به بیداد رژیم صهیونیستی به مردم مظلوم فلسطین نپرداخته اید ؟چرا به کشار مردم بی پناه افغانستان توسط آمریکا ییها اشاره ای نمی کنید؟در آفریقا ،‌در میانمار و ...اینها نمونه های آزادی بیان از نظر شما است ؟

لابد تنها جواب شما این است که آنها ایرانی نیستند و من ایرانی هستم و امروز به مشکلات مردمم می پردازم !

خیلی خوب می دانی چند ایرانی توسط همین کشورهای مدعی آزادی بیان زندانی شده اند ؟ در آمریکا ، انگلیس ، ایتالیا و ...

مگر همین خبرنگار کشورمان در ایتالیا نبود که توسط همین کشور به نظر شما مترقی بازداشت شد !!!مگر همین کشور آمریکا نبود که هواپیمای مسافربری ما را هدف قرار داد و به فرمانده ی دستور دهنده به این شلیک مدال افتخار داد؟ مگر همین کشورهای مدعی آزادی بیان نبودند که حتی ورود دارو به کشورمان را تحریم کردند ؟

آقای کبیر فکر روشن شما بیرون از دایره ی بسته ی بهاییت نوری ندارد .کمی بیشتر به فکر خود بپردازید .

ر.میرزایی یک روشنفکر نما شناس



تاريخ : چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ | 7:1 | نویسنده : رضا جامی
حاج محمود کریمی

تو خودت یک مردی

حرفها و شعرهایت

برتر از رگبار مسلسل باشد

از قول حاج محمود :

من که آماده ی مرگ برای دینم

چه نیازی باشد

که کسی پشت سرم

تیر برایم بزند

حرف هفت تیر بهانست چون دشمن 

خون دلها زتو خورده ،‌زخم بر دل دارد

کینه کرده ، در سرش های و هیاهو دارد

ای که میرد دشمن

با آنچه در سر دارد 

**

حاج محمود کریمی ،‌تو خودت یک مردی

حرفهاو شعرهایت

برتر از رگبار مسلسل باشد

ر.م



تاريخ : یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ | 8:30 | نویسنده : رضا جامی
به نامادری نامهربانمان : خانم ابتکار ،‌ (شاید مادر محیط زیست ایران)
خانم ابتکار شنیده بودیم که به استان گلستان می آیی ،‌آنهم بعد از 8 سال دوری ! شنیدیم که با دست پر و پر از گلایه از مسئولین 8 سال قبل می آیی ! شنیده بودیم که برای نجات ما برنامه های زیادی داری!
برایت نامه ای نوشتیم از رنجهایمان ،‌ از مرگ زودهنگام فرزندانمان ، از خودسوزی پاره های تنمان به نشانه ی اعتراض ، از اره های تیزی که امروز و در دولت اعتدال سر فرزندانمان را می برد و هیچ نگاهی و هیچ اعتراضی حتی از سوی خانم موسوی و موسوی های دیگر نمی شود ؟ خانم ابتکار در نامه ی مان به شما گفتیم که ما مشتاق دیدار شماییم ؛‌بیایید و از نزدیک با دردهایمان آشنا شوید ! شما مشکلات ما را بهتر از دیگران می فهمید !
اما شما پیش ما نیامدید و سخنرانی و کوبیدن دولت قبلی را سرمشق خود قرار دادید ! گفتیم حتما مادر محیط زیست ایران که اینگونه از کم کاری دولت قبل در خصوص محیط زیست ایران می گوید ، خود به ما که جزئی از محیط زیست ایران هستیم توجه خواهد کرد ،‌ولی اشتباه کرده بودیم .
خانم ابتکار وقتی پیش ما نیامدید و به خانه ی خود برگشتید ،‌تازه فهمیدیم که شما مادر اصلی ما نیستید که اگر بودید ،‌دلتنگ ما بودید و حداقل سری ولو خیلی کوچک به ما می زدید؟ ما بیچارگانی که در آتش قهر انسانها در حال قلع و قمع هستیم .
تازه فهمیدیم که اگر برخی می گوییند : شما درختان بی چاره اید که دل به خانم ابتکار بسته اید ،‌چرا که این خود خانم ابتکار بوده ک همجوز ساخت این کارخانه را امضاء کرده ؟ این خود خانم ابتکار بوده که با ساخت جاده ی درون جنگل گلستان موافقت کرده و ...
خیلی ناراحت کننده است که فرزندانی چشم به راه مادرشان باشند و مادر دل به دیدن فرزندان نداشته باشد !
ما بازهم منتظر می مانیم شاید مهر مادری به شما برگردد.
از طرف جامعه ی درختان جنگل گلستان ، درختان نیلکوه ،‌ درختان جنگلهای آق امام مراوه تپه ،‌ درختان منطقه ی گلیداغ و سایر جامعه ی درختان عزادار جهان


تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ | 20:13 | نویسنده : رضا جامی
جایتان سبز به سبزی جنگلهای شهرم

یادتان گرامی ای شهیدان وطن
این ماییم گمنام نام
این شمایید نام آور این جهان
ما همه جویای نام و
این جهان جویایتان
خوش به حال خوبتان
ای خوب خوبان زمین



تاريخ : جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ | 14:14 | نویسنده : رضا جامی
به نوشته ی اترک : بومی و غیر بومی به چه کسی یا کسانی اطلاق می شود ؟

این لفظ مدتهاست که برای برخی ها مایه ی افتخار و برای برخی ها وسیله ای برای فشار شده و برخی نیز در این بین تحت فشار قرار دارند.

به راستی چه کسی بومی و چه کسی غیر بومی است ؟

در دین شعارش برای گرامی تر بودن تقوای بیشتر است نه چیز دیگر .

در هر مکانی عده ای از مردم زودتر از بقیه در آن مکان حضور داشته اند و به عنوان ساکنین اولیه ی آن مکان به شمار می روند ولی آنچه مسلم است این عده هم در اکثر موارد زمانی بوده است که در این مکان ساکن نبوده و از جای دیگری به این مکان مهاجرت نموده اند .

سیستانی ها ،‌شاهرودی ها ،‌ترکها ،‌سبزواری ها ،‌ بلوچها ،‌ترکمنها ، تاتها و ...

این که کدام یک از این گروهها بومی منطقه بوده و کدام یک بومی منطقه نیستند و ملاک این بومی بودن چیست را باید در عرف و تاریخ جستجو کرد .

چرا که هر کدام از این قومیتها زمانی بوده است که در این منطقه ساکن نبوده و بعدها به نا به مناسبت خاصی از قبیل :‌کمبود چراگاه ،‌جنگ ،‌سیل ،‌بیماری ،‌خشکسالی و یا موارد دیگر سرزمین دیگری مهاجرت نموده اند .

عرف اداری ، سکونت بیش از 5 سال را ملاک بومی شدن قلمداد می کند و عرف اجتماعی نیز تولد در یک مکان را طبق عرف عامه ملاک بومی بودن می شمارد .

رضا بردستانی در مقاله در سایت یزد فردا در این خصوص چنین نوشته است:

بوم . (اِ) در لغت در معانی زمین شیارنکرده . (برهان ). زمین غیرآبادان و ناکاشته . (رشیدی ). زمین شیارنکرده و ناکاشته . (ناظم الاطباء) سرزمین، کشور، مرز(فرهنگ بزرگ سخن) به کار رفته است . به طور کلی یکی از تعلقات انسان در هر برهه ای از تاریخ که می زیسته است، سرزمینی بوده است که خود را متعلق به آن جا می دانسته است. شاید به این گونه بتوان تعلق سرزمینی را معنا نمود که چون در طول اعصار مختلف زمین به معنای محل سکنی و منبعی برای درآمد و زندگی همیشه مورد نظر همگان بوده است این تعلق نیز رنگ و بویی خاص به خود گرفته است.
اصطلاح سرزمین مادری اگرچه این چنین معنایی را به ذهن متبادر نمی سازد اما نا گفته پیداست خود نشان از تعلق خاطری فراتر از آن چه بتوان متصور بود را پیش چشم می آورد. جنگیدن برای حفظ یک سرزمین و یا تصاحب سرزمین دیگر مسئله ای است که تاریخ بهترین گواه برای بر شمردن انواع و اقسام آن می باشد.
قبل از ورود به بحث به تیترهای انتخابی زیر توجه کنید؛
• جمعی از نمایندگان تشکلهای مذهبی لرستان در جلسه ايي كه با حضور نماینده ولی فقیه در لرستان برگزار شد بر بومي بودن استاندار لرستان تاكيد كردند .
• تاکید نمایندگان تشکل های مذهبی لرستان بر بومی بودن استاندار!
• "سید غلامرضا کمانه" مدير کل غیر بومی تربيت بدني يزد که صحبت های دلنشین وی در مراسم روز خبرنگار گویای تجارب ارزنده اش در امر ورزش بود.
• متاسفانه به دليل اينكه بيشتر مديران شركت هاي پارس جنوبي غير بومي هستند، نيروهاي غير بومي را به كار مي‌گيرند و اين امر بسيار نگران‌كننده است و بايد فكري اساسي براي اين مهم انجام شود.
• رئیس شورای شهرستان کرج گفت: نیروهای ناکارآمد، غیربومی و غیرمتخصص نباید به ادارات کرج وارد شوند و در پست های مدیریتی قرار گیرند.
• دیروز در جلسه فوق العاده شورای شهر که با حضور حجت الاسلام ابوترابی نماینده محترم مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی به منظور بررسی برخی مشکلات فرا روی شهرداری تشکیل شده بود یکی از بانوان محترم عضو شورای شهر انتقاد خود را به تعویض مدیرکل تربیت بدنی استان و جایگزینی وی با یک مدیر غیربومی بیان کرد .
• به هر حال در هر استانی مسئولین غیر بومی حضور دارند من هم با اینکه 100 درصد مسئولین بومی باشند مخالفم اما نه دیگر مثل این استان که حساس ترین و حیاتی ترین پست ها هم دست افراد غیر بومی است!
• استاندار بوشهر گفت: در یکی از شرکت‌های مستقر در عسلویه 13 هزار نیروی غیربومی با مدرک تحصیلی دیپلم و زیردیپلم وجود دارد و این امر شایسته نیست.
• قرار است امروز افضلی به عنوان مدیرعامل برق مازندران معارفه و از زحمات مهندس هاشمی تقدیر و تشکر شود. شنیده های حاکی از آن است معاون وزیر نیرو در امور برق که بنا بود از همشهریان خود از بهبهبان را به عنوان مدیرعامل برق مازندارن معرفی کند با مخالفت و عدم استقبال شدید معاونت سیاسی - امنیتی استاندار مازندران مواجه شد. استاندار مازندران ضمن مخالفت شدید با انتصاب هر مدیر غیربومی به وزیر نیرو گفت که در صورت انتصاب هر مدیر غیر بومی از ورود وی به جلسات شورای اداری ممانعت به عمل خواهد آورد. يادآور مي شود پس از پيروزي انقلاب اسلامي، این اولین انتصاب یک مدیر بومی مازندرانی به عنوان مدیرعامل برق منطقه ای مازندران است.
• نماینده ایلام در دیدار با مدیرعامل نفت مرکزی:نیروهای غیر بومی جای خود را به نیروهای بومی بیکار دهند.
• مدیر عامل غیر بومی شرکت گاز فجر جم پست کلیدی را از دست مهندس بومی استان بوشهر گرفت.
• ...مهندس اعلائی استاندارایلام فرموده اند :خبرنگاران بايد همواره با رصد کردن عملکردها و آيينه وار بودن ، براي تبيين آنها مردم را در جريان فعاليت ها قرار دهند... در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران در خصوص استفاده از مدیران بومی آمده است که تا این ساعت بنده فقط شش مدیر غیر بومی با خود همراه آورده ام و این معمولاً طبیعی است.
• هیات دولت در راه است... قائم شهر فرماندار می خواهد ؛ بومی یا غیر بومی ؟
• برخی مدیران غیر بومی به دنبال حذف مدیران بومی پارس شمالی هستند.
• صدر در صد نیروهای شاغل در امور اداری شرکت خدمات غیر صنعتی گاز ایران غیر بومی هستند.
• شنیده ها حاکی از آن است که جانشین شهردار لار گزینه ای غیر بومی و با سابقه در مدیریت شهرهای بزرگ است.
این ها چالش هایی است که کم و بیش در هر منطقه ای از ایران اسلامی گاه و بی گاه شاهد و ناظر آن بوده و هستیم. منتقدین و فعالین اجتماعی با مطالعه و شناخت کامل و یا حتی بدون هیچ گونه پیش زمینه ای به عنوان اولین چالش و ابراز نگرانی، غیر بومی بودن را بهترین و برنده ترین برهان برای به عرصه ی نقد کشاندن مدیران غیر بومی، دست مایه های اعتراض و یا حتی حمله های آن چنانی قرار می دهند و دلیل خود را این گونه رنگ محق بودن می بخشند که ؛ مدیر غیر بومی به منطقه ای که قرار است در آن مدیریت کند نا آشناست!
دلیل محکمه پسندی است! اما در وادی نقد و نقادی و نیز چالش های اجتماعی تنها و تنها غیر بومی بودن ملاک و معیار خوبی برای بررسی فوائد و مضرّات وجود و حضور یک مدیر وابسته و اهل دیگر منطقه ای غیر از محل خدمتش نیست. خوب می دانیم پایتخت که یک کلان شهر و یک کشور متمرکز در یک استان است(تهران)از این قاعده به طور کلی مستثناست چرا که ... بگذریم اما تهرانی ها نیز احتمالا حق دارند ناراحت و نگران مدیرانی باشند که از جای جای ایران اسلامی به هزار و چند و دلیل! تحمل زحمت می نمایند و خدمت به مردم را در تهران به انجام خیر می رسانند! یزدی ، شیرازی، شمالی و ... برای ساکنین تهران یک غیر بومی محسوب می شود اما تهران از این دایره به طور کلی بیرون است چرا که آمیزش قومی و اختلاط جمعیتی در این استان به حدی زیاد است که ساکنینش اگرچه در تهران به گذران عمر سخت مشغولند اما بومی تهران و یا نقاط اطراف آن نیز نمی باشند و گاه اگر کسی به یک مدیر غیر بومی شاغل در تهران معترض شود چه بسا در همان تهران جوابی سخت دندان شکن دریافت نماید!!!
نمایندگان ولی فقیه و امامان جمعه ی هر استان ، استانداران، فرمانداران مناطق، شهرداران، مدیران کل ادارات و دوایر دولتی ، رؤسای دانشگاه ها و مراکز علمی و تحقیقی، مسئولین سازمان های شبه دولتی،رؤسای بانک ها و ... همه و همه در تیر رس این چالش عظیم قرار دارند که در نهایت بومی یا غیربومی!؟
در برخی از مناطق این داستان شکل و صورت دیگری پیدا می نماید، هر منطقه و اقلیم اگرچه در یک استان واقع شده اند اما تاب تحمل مدیری از شهرستان و یا حتی منطقه ی همجوار خود را نیز نداشته هم استانی خود را به دلیل هم شهری نبودن غیر بومی محسوب می نمایند. این شکل از چالش های اجتماعی کمی اغراق آمیز و غیر منصفانه است مگر این که تعدد قومیتی و یا بعد مسافت به این اعتراض رنگ و حالی دیگرگون بدهد.استان یزد نیز از دیر باز از این مقوله مستثنی نبوده است و گاه در گذر بومی و غیر بومی بودن دستخوش فواید و مضراتی نیز شده است. مدیرانی غیر بومی که مایه آبادانی شهر ما و نیکنامی خودشان شده اند و غیر بومی هایی که از رفتنشان دست ها بود که بر آسمان گسترده شد و به ایماء و اشاره عنوان شد: الهی شکر!
این یادداشت به سهم و توان خود سعی دارد برای این چالش اجتماعی و نگرانی عمومی پاسخ هایی درخور بیابد تا در تعاملات روزمره برای بررسی ابعاد مثبت و منفی مدیریت کلان استان همه چیز در سایه ی بومی و غیر بومی بودن ، دچار ساده نگری و خلط معنایی نشود. البته در ابعاد وسیع و به طور کل بنده نیز می پذیریم مدیران غیر بومی حواشی خاص خود را همیشه به همراه خواهند داشت و همیشه منتقدین به خود حق می دهند به موفقیت یک مدیر غیر بومی به دیده شک و تردید بنگرند.
باقی این حکایت در مجالی دیگر ....



تاريخ : جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ | 14:13 | نویسنده : رضا جامی
به گزارش اترک :حجت الاسلام سیدعلی خمینی نوه امام خمینی (ره) در یادواره 21 شهید روستای محمدآباد گرگان با اشاره به این موضوع که ائمه دو دسته روایت دارند که شامل روایات جزئی نگر و روایات کلی نگر می باشند، اظهارداشت : امام حسن عسگری (ع)می فرماید  هرکس چهار خصوصیت 1- ورع دردین 2- راستگویی 3- امانتداری 4- حسن خلق در رفتار را داشته باشد ما به آن افتخار می کنیم.

وی در ادامه تاکید کرد : برای اینکه بدانیم تا چه میزان شیعه و مسلمان هستیم باید خود را با این روایت بسنجیم.

 نوه امام خمینی(ره) در ادامه با اشاره به این نکته که کل اصول مسلمانی و تشیع در این چهار اصل خلاصه می شود افزود: اولین گام ورع در دین تعقل و تفکر است و دلیل انسانیت انسان ، تفکر و تعقل اوست .

ایمان به خدا انسان را به درجات رفیع مسلمانی می رساند

وی در ادامه با تاکید بر تعقل در دین خاطر نشان کرد : ایمان دومین خصوصیت ورع در دین است و اگر کسی ایمان به خداوند متعال داشته باشد به درجات رفیع مسلمانی دست پیدا می کند.

حجت الاسلام سید علی خمینی در ادامه افزود : گاهی سخن ایمان را به زبان می آوریم ولی به گونه ای عمل می کنیم که گویی ما چند خدایی هستیم ، ما اگر برای غیر از خدا اعتبار قائل شویم ممکن است دچار شرک شویم.

وی در ادامه با اشاره به این موضوع که شرک در میان مردم مخفی تر از مورچه است ، تصریح کرد : ما باید در خود بنگریم و زمینه شرک را از بین ببریم فکر نکنیم که افراد و مسئولین می توانند مشکل ما را حل کنند ، ما اگر شخصی را همسنگ خداوند قرار دهیم دچار شرک شده ایم.

نوه امام خمینی (ره) با اشاره به این موضوع که حضرت یوسف (ع) در زندان به غیر از خدا توسل نمود و به دلیل این اشتباه مدتها در زندان ماند ،گفت :  کسی که با خدا انس پیدا کند نیازی به غیر از خدا نخواهد داشت.

وی در ادامه با تاکیدبر این موضوع که مردم با ارزش هستند ولی باید تکیه بر خداوند باشد ، خاطر نشان کرد : در حال حاضر امام(ره) بعد از گذشت این همه سال باز هم در بین مردم محبوب است و مردم امام را دوست دارند وقتی شما برای خدا قدم بردارید مشکلات حل می شود و خداوند محبت شما را در دلها قرار می دهد.

حجت الاسلام سید علی خمینی در ادامه با اشاره به اینکه عمل صالح خصلت دیگری از ورع در دین است، گفت : امام خمینی (ره)همیشه خانواده اش را به رعایت واجبات و ترک محرمات توصیه می کرد و می فرمود که عمل کردن به این دستورات کار سختی است.

وی در ادامه دومین ویژگی انسان مومن را صدق حدیث (راستگویی) خواند و افزود : انسان باید راستگو باشد و جز حقیقت چیز دیگری را نگوید.

دروغ دلیل ایجاد فساداقتصادی در جامعه است

نوه امام خمینی (ره) در ادامه با تاکید بر این موضوع که بسیاری از مشکلات جامعه امروز ما به خاطر دروغ است، گفت : امام حسن عسگری(ع)می فرماید همه پلیدی ها در یک خانه قرار گرفته و کلید این خانه دروغ است .

وی در ادامه تصریح کرد: یکی از معضلاتی که برازنده جامعه اسلامی ما نیست فساد اقتصادی است و دلیل ایجاد فساد اقتصادی در پذیرش این است که می توان دروغ گفت وقتی فروشنده ای جنس غیر اصل را به جای جنس اصلی می فروشد و به خود اجازه دروغ گویی می دهد این مشکلات پیش می آید هر جا دروغ نباشد خلافی رخ نمی دهد.

حجت الاسلام سید علی خمینی خاطر نشان کرد : در مسائل حکومت داری نیز امام می فرمود هیچگاه نباید به مردم دروغ گفت ولی در بعضی از موارد که جزء اسرار نظام است نباید تمام حقیقت را هم گفت و در این موارد نباید آنها را بازگو کرد ولی باید طوری رفتار کرد که بعد از مشخص شدن حقیقت ، زیر سوال نروید .

آراء مردم امانتی در دست مسئولین است

وی در ادامه با اشاره به خاطره ای از امام خمینی (ره) در خصوص امانتداری افزود : سومین خصوصیت امانتداری است ، اگر کسی مسئولیتی را بر عهده می گیرد و مردم به او رای می دهند آراء مردم امانتی در دست او است و مسئولیت در هر نظام خصوصا" در نظام جمهوری اسلامی بسیار دشوار است و باید مسئولین امانتدار آراء مردم باشند.

نوه امام خمینی (ره) در ادامه تاکید کرد : اعضای بدن ما نیز امانتی از سوی خداوند است و ما باید مراقب شان باشیم و از آنها درست استفاده کنیم که درآخرت باید جوابگوی اعمال خود باشیم.

وی خاطر نشان کرد : شایسته نیست خبرنگاران و عکاسان مطالبی را از افراد منتشر کنند که با آبروی دیگران بازی می کند که این گناه است ، خبرنگاران ما باید با دقت موازین اسلامی را رعایت کنند.

حجت الاسلامی سید علی خمینی گفت : اینکه بخواهیم بگردیم و مطلبی را برای بردن آبروی فردی بزرگ کنیم اشتباه است ، به طور مثال شخصی گناهی را 20 سال پیش مرتکب شده امروز آن را بزرگ می کنیم و مطرح می کنیم و با ابروی مردم نباید به راحتی بازی شود.

تواضع نعمتی است که مورد حسد قرار نمی گیرد

وی در ادامه تصریح کرد : چهارمین خصوصیتی که از اصول اسلام و تشیع است خوش خلقی با مردم است یکی از این خلقیات تواضع با مردم است. تواضع نعمتی است که مورد حسد قرار نمی گیرد و خصوصیت دیگر این است که دوری ازخشم و غضب با مردم است .

وی در پایان با اشاره به این که در جامعه خود باید به دنبال این باشیم که اصول و مبانی شیعی را پیاده کنیم خاطر نشان کرد: تمام حرکات امام(ره) و شهیدان عظیم الشان انقلاب اسلامی در این راه استوار بوده و شهدا پیشگامان این راه بودند و مورد عنایت ولایت فقیه قرار داشتند./گلستان ما

 



  • مزکر پلی استیشن
  • قالب بلاگفا