تاريخ : یکشنبه پانزدهم تیر 1393 | 10:55 | نویسنده : رضا جامی
ماهواره کجا بردی مرا      

دور کردی ، سر و، آن سر سرا

علم در حال ترقی بود در خاک من

آمدی و خواب کردی تو جوانان مرا

توی تهران و جاهای دگر

من برای آگهی ، هی بلرزانم زمین و خاک را

هر چه می لرزم نمی گیرد کسی دست مرا

کس نمی گردد آگه از این پس لرزه ها

ماهواره کجا بردی جوانان مرا

پوشش و ارزش هدفهای تو بود

غیرت و مردانگی سیبل تو بود

کار تو هر روز حمله بر اینها بوده است

حق بگویم تا کنون خیلی موفق بوده ای

پوشش و ارزش کمی کم رنگ شد

غیرت و مردانگی بی رنگ شد

صفحه ی شخصی درون فیسِ بوک

افتخار آن وزیر و چند شخص شد

خاک من منزلگه عشاق بود

بامهای خانه ها جای تهجد بود

جای عشق بازی با خدا

هر که بالا می رسید

نور الهی در وجودش می دمید

آمدی بر روی این سکو تو جا خوش کردی و

جای خوبان مرا پر کردی و

دیدنت امروز امری ضروری گشته و

داشتنت دیگر قبیح و زشت نیست

من تو را روزی هلاکت می کنم

من جوانان عزیزی ، باز برپا می کنم

مردِ مردانی چو همت ، باکری

یاد آنها را دوباره ، در دل این خاک ، برپا می کنم

من همان خاک نریمان و هزاران رستمم

ماهواره من تو را ، در همین زودیِ زود

در درون خاک خود ، ماتت می کنم

ماهواره من تو را از خاک خود بیرون می کنم

 رضا جامی



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 | 0:1 | نویسنده : رضا جامی
 به نوشته ی ر.جهامی تحلیل گر سیاسی اترک

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد . برنامه ی گرامی داشت هفته ی هلال احمر سخنان مرتبط با خود می خواهد.

جناب آقای دکتر روحانی تمام صحبتهای شما درست اما ما که متوجه نشدیم در مراسم هفته هلال احمر این جمله چه معنایی دارد «از دیوار بالا رفتن انقلابی‌گری نیست!»

منظور شما از ایراد این سخن چه مطلبی است ؟

تنها مطلبی که می تواند انسان از صحبت شما بفهمد موضوع تسخیر لانه ی جاسوسی آمریکا است که حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه ) از آن به عنوان انقلاب دوم مردم ایران یاد می کنند.

آیا منظور شما همین مطلب است؟ اگر نظر شما همین مطلب است چرا صریحا بیان نمی کنید ؟ در ضمن ایراد حتی همین مطلب و با همین تفکر در چنین جمعی و با چنان مناسبتی چه تناسبی دارد به جز قبح شکنی ارزشها و هنجارهای جامعه !

آقای روحانی اگر رئیس جمهور کل مردم نبودید ،‌می توانستید این طرز فکر خود را بیان کنید و دلایل خود را نیز داشته باشید ، اما شما هم اکنون رئیس جمهور کل کشور و مردم ایران اسلامی هستید نه فقط جناح یا تفکر خاص !

هم اکنون افرادی همچون صادق زیبا کلام افکار و نظراتی مشابه همین بیان امروز شما را مطرح می کنند ولی آنها افراد عادی هستند و شما امروز رئیس جمهور کل کشور ایران اسلامی .

آقای دکتر به عنوان یک شخص تحصیل کرده نه به عنوان یک ایرانی مسلمان انقلابی که هم کشور اسلامی خود را دوست دارد و هم مردم کشورش را با تمام افکار و عقاید، اعلام می کنم : انقلاب اسلامی را دوست دارم و از آن دفاع خواهم کرد حتی اگر رهبر و مقتدایمان دستور بالا رفتن از دیواری را اعلام نماید .

آقای رئیس جمهور ما شما را هم دوست داریم ولی مشاوران خوبی ندارید!

متن سخنان رئیس جمهور : http://tnews.ir/news/38A925197948.html#%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 | 23:34 | نویسنده : رضا جامی

بعد از آزاد شدن 4 نفر از 5 مرزبان ایرانی که توسط گروهک تروریست جیش الظلم گروگان گرفته شده بودند ، این گروهک تهدیدهای خود را در خصوص مردم عادی آغاز کرد.

شکل عمومی تهدیدهای این گروهک رنگ و بوی مذهبی دارد و با وجهه ی اهل سنت به مقابله با اهل تشیع وارد شده و از همین صبقه نیز برای تحریک و جذب نیرو استفاده     می کند.

بعد از آزاد شدن گروگانها این گروهک در پیامهای خود مدعی شد که برای دفاع از اهل تسنن مردم شیعه و بومی ساکن در شهرهایی را که اهل سنت دارند را خواهد کشت.

این گروهک در متن پیام خود اشاره کرده است که این افراد باید از مناطقی که اهل سنت در آن ساکن هستند خارج شوند وگرنه حتما آنها را ترور خواهند کرد.

 این ترورهای کور توسط این گروهک تروریستی برای چه هدفی دنبال می شود ؟

آنچه مشخص است این گروهک تروریستی هدفهای زیر را که دیکته شده ی از سوی سرکردگان و مراکز سرمایه گذاری آنها می باشد دنبال می نمایند.

برخی از اهداف این گروهک تروریستی:

1-شعله ور کردن اختلاف بین شیعه و اهل سنت

2-رواج وحشت و ترس در بین مردم و ایجاد حس عدم اعتماد بین مردم

3-ایجاد محیط هرج و مرج مانند کشور افغانستان برای ارضاء عقده های روانی و حس خودبرتر بینی

4-ایجاد عدم ثبات امنیتی در منطقه برای ضعیف ماندن منطقه از نظر اقتصادی، فرهنگی ، گردشگری و ...

اما اشتباهات این گروهک تروریستی در برداشتهای خود:

1-اشتباه در انتخاب دوستان طرف مشورت

2-عدم گرفتن درس عبرت از گروههای مشابه و به خصوص عدم عبرت از اعترافهای امثال مالک ریگی

3-نشناختن اعتقادهای مردم ایرانی علی رغم ایرانی بودن خود این افراد

4-اعتماد به کسانی که هیچ سنخیت اعتقادی با آنها ندارند.

5-گرفتن پولهای حرام از کشورهای ضد اسلام و خوردن از مال حرام

6-نداشتن پایگاه مردمی برای این نوع تفکر در بین مردم ، حتی اهل سنت منطقه و ...

جهانگیر جامی الاحمدی



تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393 | 14:46 | نویسنده : رضا جامی
جمع مبلغ ماهانه ی انصرافی ها از یارانه ها را در سایت اترک بخوانید.

به گزارش اترک :‌در خبرها آمده است که بسیاری از مدیران کل استان گلستان از دریافت یارانه های خود انصراف داده اند .

اگر به جمع این افراد ، فرمانداران ، روسای ادارات ،‌ و مسئولین رده بالای کشوری و مدیران کارخانه داران و ... را هم اضافه نماییم ، شاید دیگر لازم نبود مردم از یارانه ی خود انصراف دهند.

نزدیک به 300 شهرستان داریم که هر شهرستان یک فرماندار دارد و چندیدن مسئول اجرایی ،‌هر استان نیز حداقل 10 الی 15 مدیر کل اگر داشته باشد که به احتمال زیاد دارد و همچنین نزدیک به 260 نماینده ی مجلس نیز داریم .

300فرماندار+465 مدیر کل +260 نماینده ی مجلس +حدود 500 مسئول دیگر اجرایی رده بالا+عددی تقریبی 1000 سرمایه دار و کارخانه دار بزرگ. هر کدام از این سرپرستان خانوار را هم دست کم دارای 4 عضو بدانیم.

حالا همین قدر را محاسبه نماییم.

تعداد اعضای خانوار این افراد رقمی حدود 10100 نفر می شود که در هر ماه 4/595/500/000 ریال یارانه به حساب آنها واریز می شود.

که این رقم در سال می شود : 55/146/000/000 ریال

اگر دولت می خواهد کاری با یارانه ی مردم انجام دهد ،‌ابتدا با همین رقم انجام دهد و بعد اگر مردم نتیجه ی کار را مثبت دیدند ،‌ مردم عادی نیز حتما از یارانه ی خود انصراف خواهند داد.

میرزایی نویسنده ی میهمان وبلاگ جنگ با بی عدالتی



تاريخ : دوشنبه چهارم فروردین 1393 | 13:11 | نویسنده : رضا جامی
بسم الله القاسم الجبارین

پیرو تهدیدات وحشیانه ی گروهک تروریستی جیش الشیطان مبنی بر کشتن فرزندان این مرز و بوم ،‌ وبلاگ (مرزبانان) برای ثبت نام از تمام جوانهای مسلمان و آگاه ایرانی جهت اعزام برای آزاد سازی مرزبانان ایرانی اعلام آمادگی می نماید.

همه ی جوانهای شیعه و اهل سنت ایرانی می توانند برای اعزام ، ثبت نام نمایند.

انشاء ا... به زودی فرزندان وطن را خود جوانان ایرانی آزاد خواهند کرد .

از مسئولین کشوری هم درخواست داریم تلاش جدی تری در این خصوص از خود به خرج دهند.

آدرس وبلاگ مرزبانان:www.‌marzban93.blogfa.com




تاريخ : سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 | 20:35 | نویسنده : رضا جامی
این نوشته در قالب طنزی واقعی نوشته است که در زیر آنرا می آوریم.

از خدا بارها و بارها سپاسگذاریم که برخی ها را دیوانه ی کسب قدرت و مقام نموده به نحوی که برای به دست آوردن مقامهای دنیوی که باید به خاطر رسیدن به آن در آن دنیا پاسخگو بود ، به هر وسیله ای متوسل می شوند و آسمان و زمین و زمان را به هم می دوزند و از اهرمهای مختلف برای رسیدن به مطامع دنیوی سود می برند ، شاید به آن مقام دنیوی برسند و از این راه آخرت را به قیمت دنیا بفروشند.

اگر تلاش این افراد نبود به احتمال زیاد این مسئولیتها به گردن ما می افتاد و سوال و پاسخ آخرتیش نیز بر دوش ما سنگینی می کرد !

البته این سخن ما دلیلی بر فرار از بار مسئولیت نیست ، اما ما باید یادمان باشد که یک مسلمان نباید تشنه ی قدرت باشد .

اینجاست که یاد آن جمله معروف شهید بهشتی می افتیم «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت »

امیدواریم هر کسی که مسئولیتی را بر عهده می گیرد ، شیفته ی خدمت باشد نه تشنه ی قدرت .

میرزایی نویسنده میهمان جنگ با بی عدالتی



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 | 6:41 | نویسنده : رضا جامی
هنوز اثر صحبتهای استاد علوم سیاسی کشورمان تمام نشده بود که تعریفهای این استاد گرانقدر پای طرف مقابلش را گرفت و لنگش کرد .

زیبا کلام در آخرین سخنان گهربار خود مردم با شعور ایران اسلامی را به الگوگیری از حزب عدالت و توسعه و سیستم سیاسی کشور ترکیه دعوت کرده بود .

ساعاتی بعد از تعریفهای استاد علوم سیاسی کشورمان ، 150 نفر از اعضای این حزب مورد حمایت این استاد ایرانی ،‌ استعفا کردند .

امیدواریم این استاد بزرگ ایرانی تعریفهایش از رژیم اشغالگر قدس را به سایر کشورهای استعمارگر گسترش دهد تا بلکه جهان از شر این دولتهای نامشورع و ظالم نجات کند.

دعای تمام مردم جهان برای شماست ای استاد.

ج . م



تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 | 11:44 | نویسنده : رضا جامی
به گزارش اترک :‌"یه امروز تو اینترنت هیچ کاری نداریم جز اینکه صدای سربازان اسیرمون باشیم

راس ساعت ۱۶ امروز، یک صدا و همگی باهم، در تمام فضای مجازی فریاد خواهیم زد "فرزندان ایران را آزاد کنید".

به هرکسی که دسترسی دارید اطلاع بدید"!



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 | 10:35 | نویسنده : رضا جامی
سالروز رحلت حضرت معصومه سلام الله علیها تسلیت باد .



تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1392 | 20:12 | نویسنده : رضا جامی

خواستگاری یک پیر مرد روستایی از وندی شرمن

به نام خدا

با سلام به همه ی مردم روی زمین

خیلی منو ببخشید ولی حرفهایی که دارم می زنم از سر دلسوزی برای یک پیرزن بیچاره ای است که از دار دنیا کسی براش نمونده و این روزها مدام داره کلمات واهی می گه !

حتما نباید کسی دیگه توی زندگیش باشه اگه بفههم پای کسی دیگه ای توی زندگیش است هر جای زندگی که بود ازش جدا می شم .البته قبلش مهریه ام رو از اون می گیرم.

خوب منم که پیرم و چند وقتی است که تنها شده ام به همین خاطر علی رغم اینکه همسرم رو دوست دارم  می خواستم بگم حاضرم فداکاری بکنم و از خانم وندی شرمن تقاضای خواستگاری بکنم .

همین اول هم بگم که می دانم برای این خواستگاری حتما توی فامیل توبیخ هم خواهم شد ولی خوب به خاطر اینکه این پیرزن بی نوا دیگه از این مریضی لاعلاجش در بیاد ، حاضرم پی همه ی این توبیخ ها رو هم به جان بخرم.

ولی خوب همین الان بگم توی این عالم فقط و فقط این منم که این درخواست رو به این پیرزن مریض دارم می دم ، اونم چونکه تقریبا می فهمم که اینهمه داد و بیداد وندی بی نوا برای چیه !!

خوب البته شرطهایم رو هم باید همین اول صحبت بگم :‌

*من مریضی جسمی دارم و خانم وندی خانم باید توانایی شست و شوی منو داشته باشه .

*ایزی لایف میشم و هر روز چند بار باید عوش بشم ، آخه معده ام خوب کار می کنه .

*کمی هم مرغ و گاو و گوسفند دارم که به خاطر وضعیت جسمی ام نمی تونم بهشون برسم ، وندی خانم باید به اونها هم برسه .

*از غذای رژیمی خوشم نمی آد ،‌غذا خوبه که پر چرب باشه اونم با روغن حیوانی .

*چکدرمه رو خیلی دوست دارم باید بره پخت این غذا رو یاد بگیره

*احتمالا بعد از ازدواج بچه ها قراره برام از یک دختر جوان هم خواستگاری کنند و چون این خانم از وندی از نظر سن و سال کوچکتره باید وندی به اون احترام بگذاره و نگذارد توی دلم خانم جوونم تکون بخوره .

راستی مهریه ام هم چون دارم فداکاری می کنم و به خاطر این که مالیات هم نخوره همون 112 سکه باشه ولی همون اول عقد از وندی می خوامش .

در ضمن باید یه خونه هم به نامم کنه و مال و املاکش رو هم به نام من و خانم جوونم که بعدا می گیرم بکنه .

بقیه ی شرطها رو هم توی محضر می گم .

هرکس تونست درخواست خواستگاری منو به وندی برسونه..

پیرمرد روستایی فداکار از یکی از روستاهای استان گلستان/وبلاگ نوجوانان و جوانان عاشورایی



تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 | 21:18 | نویسنده : رضا جامی
روحانی : چرا فقط یک عده معدود کم سواد از جای خاص تغذیه می شوند باید از توافق ژنو حرف بزنند!!!!

به گزارش اترک :«در اجلاسی که روسای دانشگاه ها و مدیران پارک های علم و فناوری صبح امروز با حضور رئیس جمهور برگزار شد ، رئیس جمهور گفت : چرا فقط یک عده معدود کم سواد از جای خاص تغذیه می شوند باید از توافق ژنو حرف بزنند!!!!»

یکی از خوانندگان اترک در پی سخنان تند رئیس جمهور به منتقدان توافقنامه ی ژنو ، نامه ای سرگشاده ای به ایشان نوشته اند که ما در اینجا آن را منتشر می کنیم .

این نامه ای است که یک کم سواد از نظر شما برای شما که تحصیل کرده اید و با سواد می نویسد .امیدوارم بتوانید کلمات و جملات یک کم سواد را بخوانید و درک کنید ، هرچند درک حرفهای یک کم سواد توسط یک تحصیل کرده خیلی سخت است !!

آقای روحانی یکی از علتهایی که امثال ما کم سوادها در خصوص توافق نامه ی ژنو صحبت می کنیم این است که افراد با سوادی که شما برای این توافق نامه به ژنو فرستادید مردم را محرم نمی دانند و چیزی از متن توافق نامه به مردم نمی گویند و این درحالی است که طرف مقابل تمام آنچه که در توافق نامه روی داده را به مردمش می گوید !

آقای رئیس جمهور ما که کم سوادیم ولی شما بگویید آیا به طرف غربی بیشتر از ما کم سوادهای هم وطنتان اطمینان دارید ؟ ما بیشتر دلسوز کشور اسلامی خودمان هستیم یا غربیها ؟ آیا همین غربیها دستشان در ریختن خون شهدای هسته ای ما آلوده نیست ؟

شما به هر کسی که در خصوص توافق نامه ی هسته ای حرف نقدی زده و آن را تایید نکرده است ،‌تهمت کم سوادی می زنید ؟ این گناه بزرگی است که خدا از سر تقصیر هر کسی که تهمت می زند بگذرد؟

ما اگر به عنوان یک کم سواد هم ، از سوی شما مطرح می شویم عیبی ندارد ولی اگر حرفی می زنیم می خواهیم که ایران اسلامی ما سربلند و پرافتخار باشد ، نه سر افکنده و شرمسار در مقابل آینده !

چرا افتخارات کشور را عوض می کنید ؟

آیا حرف زدن در دنیای علم افتخاری نیست ؟اینهمه مقاله های علمی پر محتوا در دنیا از سوی دانشمندان ایران اسلامی در این سالهای گذشته نشان کم سوادی است ؟ آقای روحانی شما دم از شنیدن انتقادها می زدید ولی امروز انتقادها را برنمی تابید و به منتقدان خود تهمت کم سوادی می زنید ! این رسم انتقاد پذیری نیست !

ما شنیدیم که با سوادها در دولت شما سر کار آمده اند ولی در عمل باسوادهای شما حرمت مردم را در توزیع سبد کالا بردند !صفهای طویل توزیع سبد کالا را دیده اید ؟

آقای روحانی رئیس جمهور اعتدال گرای کشور عزیزمان ایران اسلامی کدام عده متولی مردم هستند که دروغ می گویند . به راستی متولی مردم کیست ؟‌

شما در شعارهای خود از برطرف کردن مشکلات زندگی مردم گفتید ! از برچیده شدن گداپروری گفتید ؟ آیا شما متولی مردمید؟

چه کسی به واقع متولی مردم است ؟ خدا کند هر کسی متولی مردم است سواد داشته باشد تا شما او را به حساب آورید .

میرزایی یک ایرانی کم سواد - دانشجوی ارشد برنامه ریزی

 



تاريخ : یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 | 7:50 | نویسنده : رضا جامی

فقط استان سیستان و بلوچستان در دوره اصلاحات می‌توانست گندم خاورمیانه را تأمین کند!؟چه کسی باور می کند؟

به گزارش اترک : آقای سید هادی خامنه ای در دیدار اعضای سازمان جوانان و دانشجویان مجمع نیروهای خط امام گفت:«ولت‌های نهم و دهم ضربات سنگینی به اقتصاد کشور وارد کردند و تورم و گرانی و وابستگی و بیکاری فزاینده یادگار دولت گذشته است و بازار ما در اختیار چین و ترکیه بود. فقط استان سیستان و بلوچستان در دوره اصلاحات می‌توانست گندم خاورمیانه را تأمین کند اما در پی بی‌تدبیری‌های دولت قبلی، امروز ما واردکننده گندم هستیم.»

این مطلب که ما در دوران اصلاحات فقط در استان سیستان و بلوچستان می توانستیم گندک خاورمیانه را تامین کنیم یک شعار است ولی آیا واقعا دولت اصلاحات توانست از سیستان و بلوچستان گندم خاورمیانه را تامین کند ؟آیا توانست حداقل گندگ خود کشور را تامین کند ؟

اینگونه دفاع کردن از دولتها و کوبیدن دولتهای دیگر نه منطقی است و نا با منطق سازگار !

هیچ کدام از مردم ایران در دوره ی اصلاحات همچین خودکفایی را در تولید گندم به چشم ندیدند ! حتی تلاش برای رسیدن به این خودکفایی هم دیده نشد، چه برسد به رسیدن به آرمان گندم خاورمیانه !

آری ایشان راست می گویند ؛ دیر زمانی منطقه ی سیستان ،‌انبار غله ی منطقه بوده است ولی این مطلب مربوط به دهها سال پیش است نه دوره ی اصلاحات.

شاید منظور ایشان اصلاحات ارضی خاندان پهلوی است ؟؟!!

در ضمن آقایانی که از آنها نام برده اید به مردم ایران ظلم کرده اند و باید تقاص پس دهند .اگر اینها از نظر شما پاک و مطهر هستند ! پس امثال شارون ،‌نتانیاهو ، هویدا ، رضا خان ، محمد رضا پهلوی و ... نیز پاک هستند و باید طی مراسمی از آنها تقدیر و تشکر شود !

میرزایی نویسنده ی میهمان



تاريخ : شنبه پنجم بهمن 1392 | 19:35 | نویسنده : رضا جامی
روشنفکر نمایی به نام صادق زیبا کلام : هیچ بخشی از فعالیت های هسته ایی ما شکافتن مرزهای دانش و نوآوری محسوب نمی شود.

به گزارش اترک :گلستانی روشنفکر گلستانی : هرقدمی که جلو می روید یک نوع پیشرفت نسبت به گذشته است و برای هر فردی اگر همراه موفقیت باشد با خوشحالی همراه است .

این که ایرانیها به افتخارات امروزشان که در همین 10 سال اخیر رسیده اند می بالند ،‌نشان عقب افتادگی آنها نیست .

اگر کسی امروز پیشرفتهای کشور اسلامی ما را چیزی به حساب نمی آورد و آن را ناچیز می شمارد ،‌باید از خود او پرسید که او برای همین اندازه پیرفت چه تلاشی به خرج داده است ؟ آیا او هم سهمی به اندازه ی ذره ای ناچیز در این پیشرفت داشته است ؟

کشور ما این اندازه سانترفیوژ را خودش به دست آورده است و این برای کشوری که همیشه در تحریم بوده مایه افتخار است و کسانی که به این نکته واقف نیستند به هیچ چیز جز آنچه برای آنها دیکته می شود وقوف ندارند .

پیشرفت در ساخت سلاح های جنگی ، پیشرفت در صنایع فضایی ، ساخت داروهای نوترکیب و ...

در ضمن انرژی هسته ای امروز نه وفقط برای تولید برق که در داروسازی ، کشاورزی ، پزشکی ،‌بارور سازی ،‌درمان بیماریهای سرطانی و ... بسیار کاربرد دارد که اینها گوشه ای از صنایعی است که با بودن منابع اولیه ی هسته ای می توان در این صنایع حرفی برای گفتن داشت .

امروز نه به خاطر اینکه ایران از این راه به بمب هسته ای می رسد باعث نگرانی غرب است ، نه این سادگی است و کسی که به این باور رسیده نه روشنفکر است که حتی الفبای سواد روشنفکری را نیز بلد نیست حتی اگر استاد دانشگاه نیز باشد .

اگر رسیدن ما به این مرحله از علم هسته ای پیشرفت نیست چرا باید دانشمندان هسته ای ما توسط عاملان همین کشورهای غربی ترور می شوند ؟ آیا می توان خون این شهدا را پایمال کرد؟ آیا اینهمه اجلاس برای عقب گرد کشورمان فقط برای جلوگیری از بمب ساختن ما می باشد ؟

شما باید جلوی ارواح طیبه ی شهدا به خصوص شهدای هسته ای جواب پس دهید .

گلستانی


تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 10:46 | نویسنده : رضا جامی
به نوشته ی اترک : چند صباحی است که عده ای به خصوص در فضای مجازی و در سطح رسانه ها اقدام به درج مطلب نموده و طی یک برنامه ی طراحی شده ، مطالب آنها توسط برخی رسانه های مجازی و حقیقی تحت عنوان نظرات یک رشنفکر دوباره بازگو می شود .

به راستی روشنفکر چه کسی است و این افراد چه شباهتی با روشنفکرهای واقعی دارند ؟چه کسی و یا کسانی مدرک روشنفکری به افراد می دهند ؟

روشنفکر را شاید به توان اینگونه معنا کرد : کسی که صاحب فکری روشن است .

اما به راستی این افراد که امروزه به عنوان روشنفکر مطرح می شوند چه شباهتی به روشنفکر دارند و آیا به راستی این افراد فکری روشن دارند ؟

مدعیانی از طایفه ای که سنگ فرقه ی ضاله بهاییت و وهابیت را به سینه می زنند را می توان روشنفکر نامید ؟

بر مبنای تفکر این روشنفکر نماها وهابیان و تکفیری ها نیز در کشتار سایر آدمها آزادند و نمی توان آنها را تنبیه و یا توبیخ نمود ! بریدن سر اطفال و انسانهای بیگناه اگر بر اساس اعتقادات و تفکرها باشد ، بر اساس قانون حقوق بشر و آزادی بیان ،‌هیچ مشکلی ندارد و نباید به آن خرده ای گرفت ! کشتار مردم هیروشیما و ناکازاکی نیز بر همین اساس صورت گرفته و نباید بد به آن نگاه کرد !

اما در این بین مرگ مشکوک یهودیان در اروپا یک فاجعه است و همه ی جهانیان چه بخواهند و چه نخواهند باید آن را قبول کنند و حق ندارد خلاف آن را نه فکر کنند و نه فکر خود را مطرح کنند !!!

rushanfekr

روی سخن ما با آقای حسین کبیر است که چند وقتی است که سخن از حقوق پایمال شده ی بهاییان می زند ! آنچه از سخنان آقای کبیر بر می آید این است که تنها کشوری که حقوق بشر به خصوص حقوق بهاییان را نادیده گرفته ،‌ایران اسلامی است و ایران کشوری است که حقوق بشر را به خاطر بهاییان نادیده گرفته است .

آقای کبیر : نام چند کشور را برای مردم ایران نام ببرید که در آن حقوق بشر به آن شکلی که شما می گویید رعایت می شود ؟ حتی یک کشور؟

آقای کبیر شما در یک وبلاگ به همه ی شخصیتهای کشوری هم توهین کرده اید و هم انتقاد کرده اید ،‌آنهم بدون سند ! آیا این اجازه را به ما هم می دهید که به شما توهین کنیم و شما را مورد نقد قرار دهیم ؟

تمام مطالب حقوق بشری شما به جامعه ی بهاییان ختم می شود و آوردن بقیه ی مذاهب فقط بهانه ای برای نام بردن از بهاییان است ؟ آیا شما یک بهایی هستید ؟

آیا شما معتقد به داشتن آزادی به تمام معنا هستید ؟ آیا هر کسی می تواند هر کاری و هر سخنی را در هر جا بر زبان بیاورد ؟ آیا هیچ حد و مرزی نباید وجود داشته باشد ؟

اگر معتقد به داشتن حد و مرز هستید ، این حد و مرز را چه کسی باید تعیین کند ؟ آیا مردم هر کشوری اجازه و حق تعیین حد و مرزهای خود را بر طبق داشته های خود ندارند ؟

شما نمی توانید جواب سوالهای ما را بدهید چرا که ممکن است فردی اجیر شده از سوی فرقه ی ضاله بهاییت بوده و فقط در همین دایره روشنفکر باشید؟ اگر خلاف این قضیه است چرا در مطالب شما به جنایات سایر کشورها اشاره ای نمی شود ؟ چرا به ظلمهایی که به مردم سایر کشورها توسط کشورهای زورگو روا داشته می شود ، اشاره ای نکرده اید ؟ چرا به بیداد رژیم صهیونیستی به مردم مظلوم فلسطین نپرداخته اید ؟چرا به کشار مردم بی پناه افغانستان توسط آمریکا ییها اشاره ای نمی کنید؟در آفریقا ،‌در میانمار و ...اینها نمونه های آزادی بیان از نظر شما است ؟

لابد تنها جواب شما این است که آنها ایرانی نیستند و من ایرانی هستم و امروز به مشکلات مردمم می پردازم !

خیلی خوب می دانی چند ایرانی توسط همین کشورهای مدعی آزادی بیان زندانی شده اند ؟ در آمریکا ، انگلیس ، ایتالیا و ...

مگر همین خبرنگار کشورمان در ایتالیا نبود که توسط همین کشور به نظر شما مترقی بازداشت شد !!!مگر همین کشور آمریکا نبود که هواپیمای مسافربری ما را هدف قرار داد و به فرمانده ی دستور دهنده به این شلیک مدال افتخار داد؟ مگر همین کشورهای مدعی آزادی بیان نبودند که حتی ورود دارو به کشورمان را تحریم کردند ؟

آقای کبیر فکر روشن شما بیرون از دایره ی بسته ی بهاییت نوری ندارد .کمی بیشتر به فکر خود بپردازید .

ر.میرزایی یک روشنفکر نما شناس



تاريخ : چهارشنبه دوم بهمن 1392 | 7:1 | نویسنده : رضا جامی
حاج محمود کریمی

تو خودت یک مردی

حرفها و شعرهایت

برتر از رگبار مسلسل باشد

از قول حاج محمود :

من که آماده ی مرگ برای دینم

چه نیازی باشد

که کسی پشت سرم

تیر برایم بزند

حرف هفت تیر بهانست چون دشمن 

خون دلها زتو خورده ،‌زخم بر دل دارد

کینه کرده ، در سرش های و هیاهو دارد

ای که میرد دشمن

با آنچه در سر دارد 

**

حاج محمود کریمی ،‌تو خودت یک مردی

حرفهاو شعرهایت

برتر از رگبار مسلسل باشد

ر.م



تاريخ : یکشنبه بیست و نهم دی 1392 | 8:30 | نویسنده : رضا جامی
به نامادری نامهربانمان : خانم ابتکار ،‌ (شاید مادر محیط زیست ایران)
خانم ابتکار شنیده بودیم که به استان گلستان می آیی ،‌آنهم بعد از 8 سال دوری ! شنیدیم که با دست پر و پر از گلایه از مسئولین 8 سال قبل می آیی ! شنیده بودیم که برای نجات ما برنامه های زیادی داری!
برایت نامه ای نوشتیم از رنجهایمان ،‌ از مرگ زودهنگام فرزندانمان ، از خودسوزی پاره های تنمان به نشانه ی اعتراض ، از اره های تیزی که امروز و در دولت اعتدال سر فرزندانمان را می برد و هیچ نگاهی و هیچ اعتراضی حتی از سوی خانم موسوی و موسوی های دیگر نمی شود ؟ خانم ابتکار در نامه ی مان به شما گفتیم که ما مشتاق دیدار شماییم ؛‌بیایید و از نزدیک با دردهایمان آشنا شوید ! شما مشکلات ما را بهتر از دیگران می فهمید !
اما شما پیش ما نیامدید و سخنرانی و کوبیدن دولت قبلی را سرمشق خود قرار دادید ! گفتیم حتما مادر محیط زیست ایران که اینگونه از کم کاری دولت قبل در خصوص محیط زیست ایران می گوید ، خود به ما که جزئی از محیط زیست ایران هستیم توجه خواهد کرد ،‌ولی اشتباه کرده بودیم .
خانم ابتکار وقتی پیش ما نیامدید و به خانه ی خود برگشتید ،‌تازه فهمیدیم که شما مادر اصلی ما نیستید که اگر بودید ،‌دلتنگ ما بودید و حداقل سری ولو خیلی کوچک به ما می زدید؟ ما بیچارگانی که در آتش قهر انسانها در حال قلع و قمع هستیم .
تازه فهمیدیم که اگر برخی می گوییند : شما درختان بی چاره اید که دل به خانم ابتکار بسته اید ،‌چرا که این خود خانم ابتکار بوده ک همجوز ساخت این کارخانه را امضاء کرده ؟ این خود خانم ابتکار بوده که با ساخت جاده ی درون جنگل گلستان موافقت کرده و ...
خیلی ناراحت کننده است که فرزندانی چشم به راه مادرشان باشند و مادر دل به دیدن فرزندان نداشته باشد !
ما بازهم منتظر می مانیم شاید مهر مادری به شما برگردد.
از طرف جامعه ی درختان جنگل گلستان ، درختان نیلکوه ،‌ درختان جنگلهای آق امام مراوه تپه ،‌ درختان منطقه ی گلیداغ و سایر جامعه ی درختان عزادار جهان


تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 | 20:13 | نویسنده : رضا جامی
جایتان سبز به سبزی جنگلهای شهرم

یادتان گرامی ای شهیدان وطن
این ماییم گمنام نام
این شمایید نام آور این جهان
ما همه جویای نام و
این جهان جویایتان
خوش به حال خوبتان
ای خوب خوبان زمین



تاريخ : جمعه بیستم دی 1392 | 14:14 | نویسنده : رضا جامی
به نوشته ی اترک : بومی و غیر بومی به چه کسی یا کسانی اطلاق می شود ؟

این لفظ مدتهاست که برای برخی ها مایه ی افتخار و برای برخی ها وسیله ای برای فشار شده و برخی نیز در این بین تحت فشار قرار دارند.

به راستی چه کسی بومی و چه کسی غیر بومی است ؟

در دین شعارش برای گرامی تر بودن تقوای بیشتر است نه چیز دیگر .

در هر مکانی عده ای از مردم زودتر از بقیه در آن مکان حضور داشته اند و به عنوان ساکنین اولیه ی آن مکان به شمار می روند ولی آنچه مسلم است این عده هم در اکثر موارد زمانی بوده است که در این مکان ساکن نبوده و از جای دیگری به این مکان مهاجرت نموده اند .

سیستانی ها ،‌شاهرودی ها ،‌ترکها ،‌سبزواری ها ،‌ بلوچها ،‌ترکمنها ، تاتها و ...

این که کدام یک از این گروهها بومی منطقه بوده و کدام یک بومی منطقه نیستند و ملاک این بومی بودن چیست را باید در عرف و تاریخ جستجو کرد .

چرا که هر کدام از این قومیتها زمانی بوده است که در این منطقه ساکن نبوده و بعدها به نا به مناسبت خاصی از قبیل :‌کمبود چراگاه ،‌جنگ ،‌سیل ،‌بیماری ،‌خشکسالی و یا موارد دیگر سرزمین دیگری مهاجرت نموده اند .

عرف اداری ، سکونت بیش از 5 سال را ملاک بومی شدن قلمداد می کند و عرف اجتماعی نیز تولد در یک مکان را طبق عرف عامه ملاک بومی بودن می شمارد .

رضا بردستانی در مقاله در سایت یزد فردا در این خصوص چنین نوشته است:

بوم . (اِ) در لغت در معانی زمین شیارنکرده . (برهان ). زمین غیرآبادان و ناکاشته . (رشیدی ). زمین شیارنکرده و ناکاشته . (ناظم الاطباء) سرزمین، کشور، مرز(فرهنگ بزرگ سخن) به کار رفته است . به طور کلی یکی از تعلقات انسان در هر برهه ای از تاریخ که می زیسته است، سرزمینی بوده است که خود را متعلق به آن جا می دانسته است. شاید به این گونه بتوان تعلق سرزمینی را معنا نمود که چون در طول اعصار مختلف زمین به معنای محل سکنی و منبعی برای درآمد و زندگی همیشه مورد نظر همگان بوده است این تعلق نیز رنگ و بویی خاص به خود گرفته است.
اصطلاح سرزمین مادری اگرچه این چنین معنایی را به ذهن متبادر نمی سازد اما نا گفته پیداست خود نشان از تعلق خاطری فراتر از آن چه بتوان متصور بود را پیش چشم می آورد. جنگیدن برای حفظ یک سرزمین و یا تصاحب سرزمین دیگر مسئله ای است که تاریخ بهترین گواه برای بر شمردن انواع و اقسام آن می باشد.
قبل از ورود به بحث به تیترهای انتخابی زیر توجه کنید؛
• جمعی از نمایندگان تشکلهای مذهبی لرستان در جلسه ايي كه با حضور نماینده ولی فقیه در لرستان برگزار شد بر بومي بودن استاندار لرستان تاكيد كردند .
• تاکید نمایندگان تشکل های مذهبی لرستان بر بومی بودن استاندار!
• "سید غلامرضا کمانه" مدير کل غیر بومی تربيت بدني يزد که صحبت های دلنشین وی در مراسم روز خبرنگار گویای تجارب ارزنده اش در امر ورزش بود.
• متاسفانه به دليل اينكه بيشتر مديران شركت هاي پارس جنوبي غير بومي هستند، نيروهاي غير بومي را به كار مي‌گيرند و اين امر بسيار نگران‌كننده است و بايد فكري اساسي براي اين مهم انجام شود.
• رئیس شورای شهرستان کرج گفت: نیروهای ناکارآمد، غیربومی و غیرمتخصص نباید به ادارات کرج وارد شوند و در پست های مدیریتی قرار گیرند.
• دیروز در جلسه فوق العاده شورای شهر که با حضور حجت الاسلام ابوترابی نماینده محترم مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی به منظور بررسی برخی مشکلات فرا روی شهرداری تشکیل شده بود یکی از بانوان محترم عضو شورای شهر انتقاد خود را به تعویض مدیرکل تربیت بدنی استان و جایگزینی وی با یک مدیر غیربومی بیان کرد .
• به هر حال در هر استانی مسئولین غیر بومی حضور دارند من هم با اینکه 100 درصد مسئولین بومی باشند مخالفم اما نه دیگر مثل این استان که حساس ترین و حیاتی ترین پست ها هم دست افراد غیر بومی است!
• استاندار بوشهر گفت: در یکی از شرکت‌های مستقر در عسلویه 13 هزار نیروی غیربومی با مدرک تحصیلی دیپلم و زیردیپلم وجود دارد و این امر شایسته نیست.
• قرار است امروز افضلی به عنوان مدیرعامل برق مازندران معارفه و از زحمات مهندس هاشمی تقدیر و تشکر شود. شنیده های حاکی از آن است معاون وزیر نیرو در امور برق که بنا بود از همشهریان خود از بهبهبان را به عنوان مدیرعامل برق مازندارن معرفی کند با مخالفت و عدم استقبال شدید معاونت سیاسی - امنیتی استاندار مازندران مواجه شد. استاندار مازندران ضمن مخالفت شدید با انتصاب هر مدیر غیربومی به وزیر نیرو گفت که در صورت انتصاب هر مدیر غیر بومی از ورود وی به جلسات شورای اداری ممانعت به عمل خواهد آورد. يادآور مي شود پس از پيروزي انقلاب اسلامي، این اولین انتصاب یک مدیر بومی مازندرانی به عنوان مدیرعامل برق منطقه ای مازندران است.
• نماینده ایلام در دیدار با مدیرعامل نفت مرکزی:نیروهای غیر بومی جای خود را به نیروهای بومی بیکار دهند.
• مدیر عامل غیر بومی شرکت گاز فجر جم پست کلیدی را از دست مهندس بومی استان بوشهر گرفت.
• ...مهندس اعلائی استاندارایلام فرموده اند :خبرنگاران بايد همواره با رصد کردن عملکردها و آيينه وار بودن ، براي تبيين آنها مردم را در جريان فعاليت ها قرار دهند... در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران در خصوص استفاده از مدیران بومی آمده است که تا این ساعت بنده فقط شش مدیر غیر بومی با خود همراه آورده ام و این معمولاً طبیعی است.
• هیات دولت در راه است... قائم شهر فرماندار می خواهد ؛ بومی یا غیر بومی ؟
• برخی مدیران غیر بومی به دنبال حذف مدیران بومی پارس شمالی هستند.
• صدر در صد نیروهای شاغل در امور اداری شرکت خدمات غیر صنعتی گاز ایران غیر بومی هستند.
• شنیده ها حاکی از آن است که جانشین شهردار لار گزینه ای غیر بومی و با سابقه در مدیریت شهرهای بزرگ است.
این ها چالش هایی است که کم و بیش در هر منطقه ای از ایران اسلامی گاه و بی گاه شاهد و ناظر آن بوده و هستیم. منتقدین و فعالین اجتماعی با مطالعه و شناخت کامل و یا حتی بدون هیچ گونه پیش زمینه ای به عنوان اولین چالش و ابراز نگرانی، غیر بومی بودن را بهترین و برنده ترین برهان برای به عرصه ی نقد کشاندن مدیران غیر بومی، دست مایه های اعتراض و یا حتی حمله های آن چنانی قرار می دهند و دلیل خود را این گونه رنگ محق بودن می بخشند که ؛ مدیر غیر بومی به منطقه ای که قرار است در آن مدیریت کند نا آشناست!
دلیل محکمه پسندی است! اما در وادی نقد و نقادی و نیز چالش های اجتماعی تنها و تنها غیر بومی بودن ملاک و معیار خوبی برای بررسی فوائد و مضرّات وجود و حضور یک مدیر وابسته و اهل دیگر منطقه ای غیر از محل خدمتش نیست. خوب می دانیم پایتخت که یک کلان شهر و یک کشور متمرکز در یک استان است(تهران)از این قاعده به طور کلی مستثناست چرا که ... بگذریم اما تهرانی ها نیز احتمالا حق دارند ناراحت و نگران مدیرانی باشند که از جای جای ایران اسلامی به هزار و چند و دلیل! تحمل زحمت می نمایند و خدمت به مردم را در تهران به انجام خیر می رسانند! یزدی ، شیرازی، شمالی و ... برای ساکنین تهران یک غیر بومی محسوب می شود اما تهران از این دایره به طور کلی بیرون است چرا که آمیزش قومی و اختلاط جمعیتی در این استان به حدی زیاد است که ساکنینش اگرچه در تهران به گذران عمر سخت مشغولند اما بومی تهران و یا نقاط اطراف آن نیز نمی باشند و گاه اگر کسی به یک مدیر غیر بومی شاغل در تهران معترض شود چه بسا در همان تهران جوابی سخت دندان شکن دریافت نماید!!!
نمایندگان ولی فقیه و امامان جمعه ی هر استان ، استانداران، فرمانداران مناطق، شهرداران، مدیران کل ادارات و دوایر دولتی ، رؤسای دانشگاه ها و مراکز علمی و تحقیقی، مسئولین سازمان های شبه دولتی،رؤسای بانک ها و ... همه و همه در تیر رس این چالش عظیم قرار دارند که در نهایت بومی یا غیربومی!؟
در برخی از مناطق این داستان شکل و صورت دیگری پیدا می نماید، هر منطقه و اقلیم اگرچه در یک استان واقع شده اند اما تاب تحمل مدیری از شهرستان و یا حتی منطقه ی همجوار خود را نیز نداشته هم استانی خود را به دلیل هم شهری نبودن غیر بومی محسوب می نمایند. این شکل از چالش های اجتماعی کمی اغراق آمیز و غیر منصفانه است مگر این که تعدد قومیتی و یا بعد مسافت به این اعتراض رنگ و حالی دیگرگون بدهد.استان یزد نیز از دیر باز از این مقوله مستثنی نبوده است و گاه در گذر بومی و غیر بومی بودن دستخوش فواید و مضراتی نیز شده است. مدیرانی غیر بومی که مایه آبادانی شهر ما و نیکنامی خودشان شده اند و غیر بومی هایی که از رفتنشان دست ها بود که بر آسمان گسترده شد و به ایماء و اشاره عنوان شد: الهی شکر!
این یادداشت به سهم و توان خود سعی دارد برای این چالش اجتماعی و نگرانی عمومی پاسخ هایی درخور بیابد تا در تعاملات روزمره برای بررسی ابعاد مثبت و منفی مدیریت کلان استان همه چیز در سایه ی بومی و غیر بومی بودن ، دچار ساده نگری و خلط معنایی نشود. البته در ابعاد وسیع و به طور کل بنده نیز می پذیریم مدیران غیر بومی حواشی خاص خود را همیشه به همراه خواهند داشت و همیشه منتقدین به خود حق می دهند به موفقیت یک مدیر غیر بومی به دیده شک و تردید بنگرند.
باقی این حکایت در مجالی دیگر ....



تاريخ : جمعه بیستم دی 1392 | 14:13 | نویسنده : رضا جامی
به گزارش اترک :حجت الاسلام سیدعلی خمینی نوه امام خمینی (ره) در یادواره 21 شهید روستای محمدآباد گرگان با اشاره به این موضوع که ائمه دو دسته روایت دارند که شامل روایات جزئی نگر و روایات کلی نگر می باشند، اظهارداشت : امام حسن عسگری (ع)می فرماید  هرکس چهار خصوصیت 1- ورع دردین 2- راستگویی 3- امانتداری 4- حسن خلق در رفتار را داشته باشد ما به آن افتخار می کنیم.

وی در ادامه تاکید کرد : برای اینکه بدانیم تا چه میزان شیعه و مسلمان هستیم باید خود را با این روایت بسنجیم.

 نوه امام خمینی(ره) در ادامه با اشاره به این نکته که کل اصول مسلمانی و تشیع در این چهار اصل خلاصه می شود افزود: اولین گام ورع در دین تعقل و تفکر است و دلیل انسانیت انسان ، تفکر و تعقل اوست .

ایمان به خدا انسان را به درجات رفیع مسلمانی می رساند

وی در ادامه با تاکید بر تعقل در دین خاطر نشان کرد : ایمان دومین خصوصیت ورع در دین است و اگر کسی ایمان به خداوند متعال داشته باشد به درجات رفیع مسلمانی دست پیدا می کند.

حجت الاسلام سید علی خمینی در ادامه افزود : گاهی سخن ایمان را به زبان می آوریم ولی به گونه ای عمل می کنیم که گویی ما چند خدایی هستیم ، ما اگر برای غیر از خدا اعتبار قائل شویم ممکن است دچار شرک شویم.

وی در ادامه با اشاره به این موضوع که شرک در میان مردم مخفی تر از مورچه است ، تصریح کرد : ما باید در خود بنگریم و زمینه شرک را از بین ببریم فکر نکنیم که افراد و مسئولین می توانند مشکل ما را حل کنند ، ما اگر شخصی را همسنگ خداوند قرار دهیم دچار شرک شده ایم.

نوه امام خمینی (ره) با اشاره به این موضوع که حضرت یوسف (ع) در زندان به غیر از خدا توسل نمود و به دلیل این اشتباه مدتها در زندان ماند ،گفت :  کسی که با خدا انس پیدا کند نیازی به غیر از خدا نخواهد داشت.

وی در ادامه با تاکیدبر این موضوع که مردم با ارزش هستند ولی باید تکیه بر خداوند باشد ، خاطر نشان کرد : در حال حاضر امام(ره) بعد از گذشت این همه سال باز هم در بین مردم محبوب است و مردم امام را دوست دارند وقتی شما برای خدا قدم بردارید مشکلات حل می شود و خداوند محبت شما را در دلها قرار می دهد.

حجت الاسلام سید علی خمینی در ادامه با اشاره به اینکه عمل صالح خصلت دیگری از ورع در دین است، گفت : امام خمینی (ره)همیشه خانواده اش را به رعایت واجبات و ترک محرمات توصیه می کرد و می فرمود که عمل کردن به این دستورات کار سختی است.

وی در ادامه دومین ویژگی انسان مومن را صدق حدیث (راستگویی) خواند و افزود : انسان باید راستگو باشد و جز حقیقت چیز دیگری را نگوید.

دروغ دلیل ایجاد فساداقتصادی در جامعه است

نوه امام خمینی (ره) در ادامه با تاکید بر این موضوع که بسیاری از مشکلات جامعه امروز ما به خاطر دروغ است، گفت : امام حسن عسگری(ع)می فرماید همه پلیدی ها در یک خانه قرار گرفته و کلید این خانه دروغ است .

وی در ادامه تصریح کرد: یکی از معضلاتی که برازنده جامعه اسلامی ما نیست فساد اقتصادی است و دلیل ایجاد فساد اقتصادی در پذیرش این است که می توان دروغ گفت وقتی فروشنده ای جنس غیر اصل را به جای جنس اصلی می فروشد و به خود اجازه دروغ گویی می دهد این مشکلات پیش می آید هر جا دروغ نباشد خلافی رخ نمی دهد.

حجت الاسلام سید علی خمینی خاطر نشان کرد : در مسائل حکومت داری نیز امام می فرمود هیچگاه نباید به مردم دروغ گفت ولی در بعضی از موارد که جزء اسرار نظام است نباید تمام حقیقت را هم گفت و در این موارد نباید آنها را بازگو کرد ولی باید طوری رفتار کرد که بعد از مشخص شدن حقیقت ، زیر سوال نروید .

آراء مردم امانتی در دست مسئولین است

وی در ادامه با اشاره به خاطره ای از امام خمینی (ره) در خصوص امانتداری افزود : سومین خصوصیت امانتداری است ، اگر کسی مسئولیتی را بر عهده می گیرد و مردم به او رای می دهند آراء مردم امانتی در دست او است و مسئولیت در هر نظام خصوصا" در نظام جمهوری اسلامی بسیار دشوار است و باید مسئولین امانتدار آراء مردم باشند.

نوه امام خمینی (ره) در ادامه تاکید کرد : اعضای بدن ما نیز امانتی از سوی خداوند است و ما باید مراقب شان باشیم و از آنها درست استفاده کنیم که درآخرت باید جوابگوی اعمال خود باشیم.

وی خاطر نشان کرد : شایسته نیست خبرنگاران و عکاسان مطالبی را از افراد منتشر کنند که با آبروی دیگران بازی می کند که این گناه است ، خبرنگاران ما باید با دقت موازین اسلامی را رعایت کنند.

حجت الاسلامی سید علی خمینی گفت : اینکه بخواهیم بگردیم و مطلبی را برای بردن آبروی فردی بزرگ کنیم اشتباه است ، به طور مثال شخصی گناهی را 20 سال پیش مرتکب شده امروز آن را بزرگ می کنیم و مطرح می کنیم و با ابروی مردم نباید به راحتی بازی شود.

تواضع نعمتی است که مورد حسد قرار نمی گیرد

وی در ادامه تصریح کرد : چهارمین خصوصیتی که از اصول اسلام و تشیع است خوش خلقی با مردم است یکی از این خلقیات تواضع با مردم است. تواضع نعمتی است که مورد حسد قرار نمی گیرد و خصوصیت دیگر این است که دوری ازخشم و غضب با مردم است .

وی در پایان با اشاره به این که در جامعه خود باید به دنبال این باشیم که اصول و مبانی شیعی را پیاده کنیم خاطر نشان کرد: تمام حرکات امام(ره) و شهیدان عظیم الشان انقلاب اسلامی در این راه استوار بوده و شهدا پیشگامان این راه بودند و مورد عنایت ولایت فقیه قرار داشتند./گلستان ما

 



تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی 1392 | 22:31 | نویسنده : رضا جامی
نیلکوه ، دیگر تو تنها مانده ای
تنهای تنها
دیگر کسی عکسی برای یادگاری
از تو نمی گیرد
به تو نمی نازد
دیگر کسی برای مرگ فرزندان سبزت ، گریه نخواهد کرد
نیلکوه ، اگر تو یادگاری زِ رستم ، در سینه داری
اگر نقشی نهان بر گرده داری
هر چه داری ارزانیت
این منم ،‌ انسان
تو را تخریب گشته ، امروز خواهانم
در این تخریب کسی ، یارای من نخواهد بود
نیلکوه ، کوه رستم
تو را از بیخ و بن ،خواهم درآورد
نیلکوه ای کوه رستم
بدان که در این قصه تو تنهایی
کسی تو را یاری نخواهد کرد
مگر یک کس
خدای مهربانیها
ج .م



تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی 1392 | 21:16 | نویسنده : رضا جامی

آقا بیا اینجا دلم خیلی شکسته است.

آقا بیا اینجا دلم خیلی شکسته است.
بغض غریبی در گلوی من نشسته است.
آقا بیا اینجا دگر ارزش غریب است
امر به معروف ، اشتباه است
 توبیخ دارد
اینجا دگر ارزش عوض گشته
هرکس نماید نهی از منکر
کسر شان است
این که کسی را امر کردی ، این یک ریا است
اینکه خودت منکر نمودی ، افتخار است
آقا بیا اینجا دگر ارزش غریب است
یاد شهیدان گوییا چیزی غریب است
آقا بیا ،‌من ، بابا ندارم

بابای من در جنگ با دشمن فدا شد

آقا سوالی در دلم باقی است

راه او ، آخر ، ، مگر یک اشتباه بود؟

آقا بیا تنهای تنها مانده ام من

من اما هنوزم ، بابای خود را ،دوست دارم

من شما را جای بابایم ببینم

من مانده تا آخر فدای رهبرم باشم

شما را یاوری در دین نمایم

اینجا شما را  گوییا تردید دارند
اینجا جهان آخرت را ، از یاد بردند
شاید نمی دانند از روز مکافات
می نویسند هر چی می خواهند
و آخر اگر شیری به میدان آمده فریاد برداشت
بگویند: معذرت
هرچند این یک دروغ است
ج.م

تاريخ : یکشنبه پانزدهم دی 1392 | 10:15 | نویسنده : رضا جامی

به گزارش اترک : به تن های تکیده ای که در لباس من سالهای پیش جنگیدند شک نکن . به قهرمانان قصه های من شک نکن . به رودخانه های خون آلود اروند و کارون شک نکن به تن های مجروح تنگه ی چزابه شک نکن به بدنهای خاک آلود دشتهای مهران شک نکن  “.
و امروز کنار من بودی و بی گناه سیلی خوردی . گلایه دارم از این که لباس خاکستری مرا نپوشیدی و به همین خاطر در مقابل چشمان حیرت زده ام به ناموسم و ناموس تو هم نگاه بد شد و هم توهین و جسارت .در بی پناهی و ناچاری از زمانی که دیگر ارزشها با نپوشیدن لباس خاکستری دارد از بین می رود .
دادم به آسمان می رود ولی گویی بر سر خودم فرود می آید چرا که این من بودم که لباس خاکستری ام را نه در گوشه ای از اتاق که در چندین پستو به نهان واگذاشتم .ای کاش آن لباس را  حداقل به دیوار خاطراتم آویزان می کردم و با مرورش امروز جامعه ام را نه اینگونه وا شده در جامعه ای اسیر ماهواره و افکار غیر الهی نمی دیدم .
اینجا را چه خوب گفته عبدالجبار کاکایی :‌«پسرم :‌به تن های تکیده ای که در لباس من سالهای پیش جنگیدند شک نکن . به قهرمانان قصه های من شک نکن . به رودخانه های خون آلود اروند و کارون شک نکن به تن های مجروح تنگه ی چزابه شک نکن به بدنهای خاک آلود دشتهای مهران شک نکن.» حال سوال اینجاست که باید به چه شک کرد :‌ باید به نفوذ فرهنگ غربی به جامعه ی ما به خاطر کم توجهی به فرهنگ اسلامی شک کرد .
باید به اینکه چرا ما به این سادگی اسیر فرهنگ غربی شده ایم و امروز به راحتی با موهای بیرون زده ی ناموسهایمان کنار آمده ایم ! امروز با خالی ماندن برخی از مساجدمان کنار آمدیم ! امروز ناراحت از این هستیم که صدای اذان صبح ما را ناراحت می کند و باید صدای اذان بلند نشود ! اما تا سحرگاه صدای آهنگ گوش خراش رپ و جاز و ... اگر پخش شود هیچ مشکلی ندارد چرا که نشانه ی فرهنگ و جامعه پذیری است !
آری به ایثارهای رزمندگان در 8 سال دفاع مقدس نباید شک کرد ،‌آنها مردهایی بودند که امروز شاهد رفتارهای ما هستند و حتما از ما بابت عملکردمان سوال خواهند کرد . بعد از شهدا ما چه کردیم . عکس شهدا را می بینیم و عکس شهدا عمل می کنیم .
آقای کاکایی ،‌نگوییم انقلاب برای ما چه کرد ، یک بار هم بگوییم : ما برای انقلاب چه کردیم ،‌ آیا به خاطر انقلاب یک بار سیلی خوردیم ؟‌
اگر سیلی خوردیم و به خاطر انقلاب بازهم لباس خاکستری مان را دوست داشتیم ،‌ آن وقت ناراحت از سیلی نخواهیم بود . آنوقت دیگر نخواهیم گذاشت که مویی از سر خواهرمان بیرون بیاید ، نخواهیم گذاشت کسی به ارزشها ، قرآن و ائمه ما توهین و جسارت کند.
آقای کاکایی ما شما را به عنوان شاعر انقلابی می دانیم و هنوز دوستت داریم و امیدواریم که لباس خاکستریت را نه بسوزانی که بازهم آنرا بر تن کنی و بسیجی بمانی نه ...

ج. م. نویسنده ی اترک

 



تاريخ : یکشنبه هشتم دی 1392 | 14:15 | نویسنده : رضا جامی
به نوشته ی اترک : گویی برخی از خودبیگانه ی غرب پرست ، نه جایگاهی را که در آن قرار دارند می شناسند و نه مردمی را که در مورد آنها سخن پرانی دارند .

مردم ایران اسلامی آنچنان فهم و درایت دارند که بین سخنان هذیانی و بی بصیرتی فردی همچون این فرد و سخنان آن فرد بصیر راننده ی تاکسی فرق بگذارند . آری بصیرت به سطح سواد و دانشگاه و سفر خارجی رفتن نیست که این آقا به دور دنیا گشتنش به عنوان افتخار و سند بصیرتش بنازد !

آری ممکن است مردم ما سفر خارجه نرفته باشند ولی بصیرند و فرق سیاه و سفید را می دانند . آنها می دانند که نباید اجازه ی تسلط به بیگانه را بر سرزمین اسلامی خود بدهند .

اگر مملکت اسلامی دست افرادی همچون سریع القلمها افتاده بود ، آنها نه انقلاب را قبول داشتند و نه راضی به قیام حضرت اباعبدالله الحسین می شدند .

آقای سریع القلم حواست باشد در مورد چه ملتی حرف می زنی و چه می گویی ؟‌این ملتی که تو بعد از گشت و گذار خارجت به آن وارد شده ای ؛‌ایران اسلامی است . بیش از 300 هزار شهید در راه خدا و برای حفاظت از ارزشها و باورها و خاک میهن اسلامیش فدا شده اند .چندین هزار جانباز و آزاده هنوز در کشور هستند و یادگاری برای خاری چشم حسودانی همچون شما مانده اند .

حسود ملت ایران نیست ! حسود تو و امثال تو هستید که عزت و افتخار ایرانی مسلمان را گویی نمی توانید به چشم ببینید .

حسود دشمنان این انقلاب هستند که آرامش ملت ایران را نمی توانند ببینند و برای همین هیچگاه آرامش ندارند .

ملت ایران حسود نیست ،‌ حتی آن خانواده ی شهیدی که فرزندانش را فدای اسلام و قرآن نموده ،‌ وقتی تویی بر مسندی نشسته ای که لیاقت آن را نداری ،‌حسودی نمی کند . ناراحت می شود که چرا رئیس جمهورش فردی همچون شما را انتخاب نموده ولی بازهم حسادت نمی کند .

امیدواریم خداوند ریشه ی حسودان عالم را بکند .

ما از رئیس جمهور محترم می خواهیم این فرد توهین کننده ی از خودبیگانه ی غربگرا را از بدنه ی دولت اخراج کند تا شاید به دامنی که در آن آرامش دارد برگردد.

جامی خبرنگار اترک



تاريخ : جمعه ششم دی 1392 | 10:3 | نویسنده : رضا جامی
به گزارش اترک : این خواهش نامه کلیه ی درختان جنگل گلستان است که از طرف نمانیدگان آنها قرار است به مادر محیط زیست ایران تحویل شود . 
ما درختان جنگل عرض شکایت و خواهشی داشتیم که گفتیم تنها می شود به شما که تنها حامی واقعی ما می توانید باشید بگوییم . خانم ابتکار ، ای مادر همه ی محیط زیست ایران ، به داد ما برس ! به خدای خالق همه ی موجودات قسم که ما در احداث کارخانه ی سیمان خیلی شکایت کردیم ولی انسانها صدی ما را نشنیدند . با اینکه خودسوزی در ما نیز اجازه داده نشده است ، اما برخی از درختان به صورت دسته جمعی خود سوزی کردند تا شاید اینگونه صدای خود را به انسانها برسند ، اما باز هم نشد که نشد .
امروز تیغ های اره ی کارخانه ی سیمان به جان اعضای خانواده های ما افتاده و کسی هم به برخی از اعتراضات دوست داران ما توجهی نمی کند . نمی دانیم چه کسی به آنها اجازه داده است که این کارخانه ی سیمان در بین ما زده شود ؟ ما فکر می کنیم آنها فکر نمی کردند که شما روزی خواهید آمد و دادمان را از آنها خواهید گرفت . مادر جان بیش از 8 سال است که دست شما از بالای سرما دور بوده و حالا که شما آمدید ، ما مثل مادر ندیده ها شده ایم . زودتر بیایید و پای درد و دلهای ما بنشینید . نمی دانیم در چه سالی این تصمیم برای ساخت این کارخانه که دشمن همه ی موجودات است گرفته شده است ؟
عده ای از جوانان ما دوباره قصد خودسوزی دارند و ما فقط به بهانه ی آمدن شما توانسته ایم جلوی آنها را بگیریم .قطع ریشه ی فرزندان شما در جنگلهای استان مدام اتفاق می افتد و ...
مادر جان چه کسی جز مادر قدر فرزندان را می داند ؟ شما مادر ما هستید . چند ماهی است که نفسهای ما هم به شماره افتاده و برخی از فرزندان ما در عنفوان جوانی به پیری زودرس مبتلا شده اند .
مادر جان شنیده ام که به استان گلستان می آیید ،‌به همه ی فرزندانتان گفته ایم و همه خوشحالند که شما قرار است به اینجا بیایید و آرزوی آنها دیدن روی مادرشان است . 
امیدواریم به ما فرزندان خود سری بزنید و پای درد و دل ما بنشینید . 
نگذارید ما را قطع کنند . شبانه روز ما را از دم تیغ می گذرانند و در جلوی چشمان غصه دارمان ، فرزندانمان را قلع  قمع می کنند و گریه های ما نیز راه به جایی نمی برد . 
هر چه می گوییم این کار شما به خودتان هم ضرر می رساند ، کسی توجهی نمی کند . از دوستان خود در شهرهای نزدیک به کارخانه خبر گرفتیم که این غیارهای سیمان به آنجا هم رفته و آنها هم در تنفس مشکل دارند . 
مادر جان ،‌خانم ابتکار ، به ما هم سری بزنید و جلوی این تجاوز به ما را بگیرید .
از طرف درختان در صف انتظار قطع شدن که بعد از خدا امیدشان به مادر محیط زیست است که شاید در آخرین ثانیه ها از قطع شدن آنها جلوگیری کند.


تاريخ : دوشنبه دوم دی 1392 | 16:18 | نویسنده : رضا جامی

وقتی صدای غم می آد                    از کوچه ها ماتم می آد

روز وفات آن نبی                               از شهر آن صفر می آد

                              ما من هدانا

******************************************

چه خواسته این دل              چه خواسته ربت

هر دو نگاهی                   بر هم گذارند

****************************

آنچه خداراست                    بر دل نشیند

آنچه به دل بود                     هدیه رب بود

******************************

دل چیست ؟

دل حرم رب باشد و               رب آشیان دل

دل با صدایش در سکون       آرام گیرد

دل بی نوایش در هجوم        آرام می رد

رضا . ج.م



تاريخ : شنبه بیست و سوم آذر 1392 | 21:36 | نویسنده : رضا جامی
دولت آمریکا اعلام کرده است :«آمریکا در مذاکرات ژنو، به ایرانی ها توضیح داد که تحریم های از پیش اعمال شده همچنان ادامه دارد که شامل اضافه کردن شرکت ها و افراد جدید به فهرست تحریم ها می شود. ایرانی ها به هنگام امضای توافقنامه ژنو، از این موضوع آگاه بودند.
وی افزود: دولت آمریکا در این باره کاملا شفاف است. دولت آمریکا به کنگره اعلام کرد ضروری است تحریم جدیدی علیه ایران اعمال نشود زیرا اجرای تحریم های قبلی همچنان پابرجاست.»
طنز نویس اترک :‌حالا که این طوری است خوبه دولت جمهوری اسلامی ایران هم عنوان کند : ما هم چند تن اورانیوم 20 درصدمان نزدیک به تولید بوده و طبق توافق ما دیگه نباید اورانیوم بالای 5 درصد تولید کنیم ولی می توانیم اوارانیوم های قبلی خود را که نیمه کاره داشتیم غنی سازی کنیم .
هم چنین یک 200 -300 هزار تا هم سانتریفیوژ نیمه کاره داشتیم که مربوط به قبل از توافق بوده و طبق همان قرار داد باید آنها را بسیازیم و ...
جامی خبرنگار اترک  


تاريخ : جمعه پانزدهم آذر 1392 | 14:5 | نویسنده : رضا جامی

بابا آب داد.

بابا نان داد.

بابا ديگر نيست كه براي خانه نان و آب بياورد.



تاريخ : یکشنبه سوم آذر 1392 | 20:20 | نویسنده : رضا جامی
 ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبـگی تعـریف میکنــن و اظـهار میکننــد که هر چه دارنـد از کرامــاتی است که بدنباـل این امتحان الهی نصیبشان شده:

«ما در نجف در مدرســه صـدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که، در جشن ها و ایام سرور، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم. یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی، که نجف آبادی بود، معدن ذوق بود. او که، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت.

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵درجه خیلی گرم می شد. آن سال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که، اصلا خواب و استراحت نداشتیم. آن سال آنقدر گرما زیاد بود که، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود. تقریبا هم مخروبه بود. من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم. اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود. گرما واقعا کشنده بود، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم، در اقل وقت و سریع!

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع، در بغداد و بصره و نجف، گرما، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم، شربت هم درست شد، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود، به آقا شیخ علی گفت: آقا شب نمی گذره، حرفی داری بگو، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد. عکس یک دختر بود که، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت: آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم. اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید. با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید. کدام را انتخاب می کنید. سوال خیلی حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی.

گفت آقایان واقعیت را بگویید. جا نماز آب نکشید، عجله نکنید، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت: سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار ).

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است»./برای مردم



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 | 16:40 | نویسنده : رضا جامی
خبرنگار العالم گزارش داد که اطلاعات از به شهادت رسیدن حجت الاسلام «ابراهیم انصاری» رایزن فرهنگی ایران در انفجار بیروت حکایت دارد.

بر اثر انفجاری که صبح امروز در اطراف سفارت ایران در لبنان روی داد دست کم 20 نفر به شهادت رسیدند.



تاريخ : پنجشنبه نهم آبان 1392 | 19:48 | نویسنده : رضا جامی
ماه محرم حسینی در حال نزدیک شدن است . با نزدیک شدن به ماه محرم ، حال و هوای دیگری در کوی و برزن حاکم می شود .

نکته ای که این روزها مدام دارد به گوش می خورد ، موضوع حذف شعار مرگ بر آمریکا است ! مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر استکبار ، مرگ بر استعمار و آرزوی مرگ بر سیاستهای شیطانی که دشمنیش را با خدا و دینهای الهی صراحتا عنوان کرده و از کرده ی خود نادم هم نیست و نخواهد بود .

محرم سال 88 یکی از این دشمنی ها را یادآوری می کند . محرمی که در آن دشمنان دین خدا ، به پیامبر صلح و مهربانی اهانت کردند . معلوم بود که این اهانت برای چیست و چرا به پیامبر اسلام اهانت می کنند؟ آنها کینه ی خود را از بزرگشان شیطان لعین دارند.

خداوند آنها را به رهبر مورد لعنت خدا گرفته ی شان ملحق نماید .

ما حتما در راهپیمایی 13 آبان و هر راهپیمایی دیگری حاضر خواهیم شد و شعار مرگ بر آمریکا را هم سر خواهیم داد. این شعار دین ما است .

همه ی ما خواهیم آمد ، از مردم عادی گرفته تا کارمندان و مدیران و ... از روحانیت و نمایندگان مجلس تا وزرا و شخص رئیس جمهور آقای دکتر روحانی که با رای همین مردم انقلابی بر سر کار آمده نه رای آن خارج نشینان ضد دین .

همه می آیند و شعار مرگ بر آمریکا را هم بلندتر از همیشه سرخواهند داد.

شعری برای ماه محرم سال 88 که در آن به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از سوی دولتهای آمریکا و همپیمانانش اهانت شد.

محرم حسینی است  و مـاتم       از این اهانی که کرده دشمن

اهانتی که کرده ان به خـاتم     اهانتی اسـت به مسلمین عالم

الله اکبر        نصرمن الله     و فتح قریب

                                             مسجد محل سجده گاه ما است           مسـجد  نشانگان مسملین است

                                                مناره اش نشان و پرچم ما است          ندای حق آز آن مناره برپاست

الله اکبر        نصرمن الله     و فتح قریب

دشمن خیال باطلی به سر داشت       مناره ها برای او خطر داشت

 ماذنــه ها برای وحدت ماست       مـناره ها نشان عزت ما است

الله اکبر        نصرمن الله     و فتح قریب

                                      دشمنی آل نبی دگر اثر ندارد    

                                                                   وحدت مسلمین دگر خدشه ای برندارد

ولایتی به جز ولایت نبی نداریم      همتی جز وحدت مسلمین به سر نداریم

الله اکبر        نصرمن الله     و فتح قریب



  • مزکر پلی استیشن
  • قالب بلاگفا